یکی از تلاشهای عمده کارگزاران عثمانی در نظام حاکم بر ایران
مخفی نگاه داشتن حقایق مربوط به ترکهای عثمانی و تبلیغات
شبانه روزی با استفاده از تمامی امکانات رسانه های داخلی
و رسانه های لوس آنجلسی و... در جهت بزگنمائی و تبلیغ اربابانشان
(تلاشهای شبانه روزی سربازان گمنام عثمانی در وزارت اطلاعات
را نیز نباید نادیده انگاشت که برای این تبلیغات از شبکه شایعه
پرکنی خود در ایران استفاده می نمایند).
ارتباط ماهوی سران و ارکان حزب حاکم در ترکیه با اسرائیل
و لابی های کلیمی در امریکا حقیقت آشکاری است که از نگاه
بسیاری از هموطنان ما پنهان مانده. نمونه اثبات این ارتباط
مصاحبه با خالق شخصیت سیاسی طیب اردوغان است که در اولین
بخش این سایت منتشر شده است.
از دیگر مدارک موجود کتابهای نویسندهای به نام ارگون پویراز
می باشد که در آنها به تفصیل از ارتباط ماهوی حزب حاکم بر
ترکیه از جمله رئیس جمهور-که کلیمی الاصل است- نخست
وزیر-که ایشان وهمسرشان نیز- و رئیس مجلس سابق این
کشورو .....
اگر چه نویسنده این کتابها به اتهام تلاش برای کودتا به زندان
انداخته شده اما هیچ کدام از نوشته هایش را کسی نتوانسته
انکار نماید و این کتابها همچنان در ترکیه موجود می باشند.
آنچه که مردم ما میبایست بدان توجه نمایند این است که
سرکوب وحشیانه اعتراضات مردمی در کشور ما بدون
حمایت خارجی و حتی بدون رهبری ترکها در کشتار و
دستگیری مردم ما میسر نبوده است. از این رو نخست
میبایست حامی اصلی نظام ضد الهی حجتیه در ایران را
باید از ایران دفع نمود.


ستایش مغولها . روزنامه ملیت


اگر چه ترکهای عثمانی با پنهان کاری عمیق خود و با استفاده
از شبکۀ جاسوسان خود در ایران که از بالاترین تا پائین ترین
سطوح را در بر میگیرد دهها سال است که وجود ناپاک خود را
به میهن ما تحمیل نموده اند ،اما باید بدانیم که تا شناسائی افراد
و روش های ایشان و حذف آنها انجام نگیرد، ،امیدی به آیندۀ ایران بستن
چیزی جز اجرای یکی از خواسته های آنها نیست.
یکی از اولین حساسیت های این کارگزاران عثمانی، تلاش
برای نا شناخته ماندن خود و کشورشان در ایران بوده است.ناشناخته
ماندن چهره واقعی آنها.
-آیا هیچ می دانستید که ترکها خود را برترین مخلوقات شمرده
و غیر خود را اصولا انسان نمی دانند؟
اعتقاد به این از اولین لحظات زندگیشان با تلقین های مداوم آغاز
شده و تا لب گور ادامه مییابد. (آذری های ما بهتر است بدانند
که ترکهای عثمانی غیر خود را[حتی آذری ها را ترکهای درجه
سوم و چهارمی می دانند که به درد فدا شدن برای عثمانیها میخورند.]

این جمله ای از آنهاست که از اساس اعتقادیشان را تشکیل مید هد:
( ارزش هر ترک معادل ارزش مجموع بقیه افراد در زمین است.)

در پاسخ به سئوال :چرا اینهمه تلاش میکنند این را مخفی کنند؟
 باید گفت پیگیری برای یافتن پاسخ این سئوال است که اصلی ترین
نکات در باره حقیقت ایشان آشکار میسازد.
نکته دیگری که باید توجه داد ریشۀ های تاریخی این قوم است.
به اظهار صریح اکثر تاریخدانان ایشان ریشه در اقوام راهزنی
دارند که قرنها آسیای میانه را به خاک و خون کشیده و درنهایت
محل فعلی را انتخاب نموده اند(که بالقوه بهترین محل برای راهزنی
در هر عصری میباشد.)
در میان آنچه که خودشان عنوان میکنند دو نکته نباید از نگاه
دور شود : اول:  میگویند اولین خاستگاه این قوم -یک گرگ-
بوده در آسیای میانه.... [از همین روست که بر خلاف تمامی
فرهنگهای متمدن، در فرهنگ ایشان گرگ بسیار مثبت و خوب
ارزش گذاری میشود.]


اخیراً -27/01/2011 مطلبی در مورد چنگیز خان مغول(که
برای او در خفا ارزش فراوان قائلند) در روزنامه ملیت
چاپ شد. اساس این خبر بر گزارشی از سوی یک انستیتوی
تحقیقاتی در امریکا بنیاد شده که در آن گزارش به دورانهائی
از تاریخ اشاره شده که زمین تخریب کمتری  دیده -محیط زیست-
و یکی از این دورانها دوره استیلای مغول ها بوده که بدلیل قتل عام های
مغول ها و کاهش جمعیت زمین ، تخریب محیط زیست کاهش
یافته.
حال با توجه به نوع استفاده از این گزارش از سوی ترکها
میتوان کمی بیشتر به کنه افکار و مسیر آمال ایشان دست یافت.


ترجمه متن مطلب روزنامه ملیت در تاریخ27/01/2011

عنوان مطلب : آیا چنگیز خان بزرگترین دوستدار محیط زیست بوده؟

ثابت شد که استیلای چنگیز خان ومغول ها در قرن های سیزدهم
و چهاردهم ، تنها فرهنگی بوده که باعث تغییر اقلیم شده.
بر اساس تحقیق که بخش اقلیم  جهانی انستیتوی کارنگی امریکا
انجام داده .....،استیلای مغول باعث کاهش گرمای زمین وچیزی
حدود هفتصد میلیون تن کربن را از اتمسفر تمیز نموده.
چنین کارنامۀ درخشانی برای چنگیز خان یکی از ظالم ترین
حکمرانان تاریخ بوده، میتواند باعث ناراحتی دوستداران
محیط زیست شود.
بر اساس این گزارش کاهش جمعیت در چچنین مساحت وسیعی
و شخم نزدن زمین های زیر کشت باعث تبدیل بخش بزرگی
از زمین به جنگل شد.به عبارت دیگر استیلای بی امان چنگیز خان
باعث شد جنگل ها در سطح وسیعی گسترش یابند و این
جنگل های تازه هم باعث شد که اتمسفر کربن بیشتری پالایش
کند.........


برخی از برنامه های تلویزیونهای ترکیه در مورد مصر۴/۰۲/۲۰۱۱



دنبال کردن گفته ها ونوشته ها در رسانه های دیداری و نوشتاری ترکیه
در این روزها هر نوع تلاش برای شناساندن ایشان به دنیا را تسهیل
مینماید.
در شرایطی که تقریبا تمامی رسانه ها در دنیا با احتیاط و احتمالات
در مورد آینده نا آرامی ها در مصر سخن میگویند(این نوشته در تاریخ
چهارم فوریه،جمعه شب نوشته میشود) رسانه های ترکیه با صراحت
غریبی از آیندۀ تحولات مصر سخن میگویند و این به رسانه ها محدود
نشده ،وزیر خارجه آن کشور در عصر امروز(4فوریه) صراحتاً اعلان
نموده که آنچه که در مصر میگذرد یک انقلاب اسلامی است.
اگر چه سکوت ترکها در قبال کشتار مردم ایران توسط حکومت دست
نشانده شان در ایران ،خود موضوعی مهم بوده است ، اما مواردی
بسیار مهم دیگر نیز در این روزها از ایشان دیده میشود که بهتر است
مورد توجه ایرانیان و جهانیان قرار گیرد.
در حالی که همه در دنیا با احتیاط و اظهار بی اطلاعی از اخوان المسلمین
ونقش آنها در نا آرامی های مصر سخن میگویند. دو روز پی در پی است
که یکی از رهبران این دسته در تلویزیونهای ترکیه در برنامه های
مختلف شرکت کرده و اظهارات با اهمیتی بر زبان میراند.
در تاریخ سوم فوریه این رهبر اخوان المسلمین به نام-عبدالغفار-
در برنامه tutanak در کانال tvnet  شرکت کرده و به سئوالات
پاسخ میدهد. از نکات جالب این برنامه سخنان مجری برنامه در مورد
اخوان المسلمین است .او با اصرار و هیجان تاکید میکند که بعد از
این نام اخوان المسلمین را در منطقه خیلی بیش از قبل خواهیم شنید.
و باز تاکید میکند : در همه کشورهای منطقه خواهیم شنید.
عبدالغفار در پاسخ به سئوالی در مورد گروهش با تاکید اعلان میکند:
"اخوان المسلمین دولتی است که میتواند مصر را و بقیه کشورهای
منطقه را اداره کند."
در لحظات بعدی مجری برنامه در مورد بقیه کشورهای منطقه
می گوید :" در الجزایر ولیبی بزودی نا آرامی ها شروع خواهد شد."

[براستی نقش ترکیه در وقایع ایران و بقیه کشورهای منطقه چه
بوده است؟ آنچه که مسلم است تنها کشوری که از تغییر رژیم در ایران
منتفع شده و تنها کشوری که از حمله امریکا به عراق منتفع شده و تنها
کشوری که از نا آرامی های منطقه منتفع خواهد شد ترکیه بوده است.
البته ما مثل مخالف نمایان دولتی مستقر در لندن و لس آنجلس و....
این وقایع را حمل بر زرنگی ترکها نمیکنیم . برای بدست آوردن چنین
امکاناتی خیلی بیشتر از نشستن و منتظر ماندن راهزنان قدیمی لازم
است. دیگر شیوه راهزنان معاصر هم پیشرفته شده و شرایط را
خودشان بوجود می آورند. با طراحی سیستماتیک و اجرای مبتنی
بر پنهان کاری عمیق.]

در همان کانال (tvnet) در اخبار ساعت یازده شب سوم فوریه
گوینده خبر با شخصی به نام ساواش گنچ ،رئیس بخش روابط
بین الملل دانشگاه فاتیح مصاحبه تلفنی نموده و با اشاره به اوضاع
مصر پرسید :مبارک تا به حال -پنج شنبه- نرفته بنظر شما چه
خواهد شد؟ مصاحبه شونده با نهایت خشم و با صدای بلند میگفت:
از اینرو که او تا بحال نرفته پس چاره ای نیست جز اینکه او را
کشت یا او را به زور از کشور بیرون کرد.
[لازم به یادآوری است که این گونه سخنان حتی در میان مصری ها
بزبان آورده نشده-تا این ساعت- آنها کناره گیری مبارک را خواستار
شده اند. و این نکته بسیار حائز اهمیت میباشد که رسانه های ترکیه
و مسئولان دولتی این کشور گویا از چیزهائی خبر دارند که حتی
خود مصری ها هنوز از آنها بی اطلاع می باشند.]

همان آقای عبدالغفار از رهبران اخوان المسلمین در برنامه
خبر ساعت شش بعد از ظهر روز جمعه چهارم فوریه در cnnturk
به سئوالات مجری برنامه پاسخ میداد. وی در مورد گروه خود
آن را یک گروه سیاسی-اقتصادی اعلان نمود .
در پاسخ به سئوالی که اینروزها با شعف تمام همه ترکها از آن
سخن میرانند و آن اینکه آیا مدل دیگری جز ترکیه برای آینده مصر
میدانید، مصاحبه شونده ضمن تمجید ترکها از مدل ترکیه سخن راند.
مجری : " آیا  برای مصر بعد از مبارک  مدل ترکیه بهترین خواهد
بود؟
-پاسخ : بله حتماً.....
ودر ادامه مدیحه سرائی برای ترکیه جمله ای از زبانش خارج شد
که گوینده خبر را به واکنش فوری و قطع مصاحبه مجبور نمود.
آقای عبدالغفار به صراحت اعلان نمود : " بخشی از انقلاب
مصر ، ترکیه و نقش آن است."

[در میان عکسهای نمایش داده شده در همین کانال ،تاکید ترکها
بر پرچم بدون عقاب مصر است که گویا برای این عقاب همان
خواب را دیده اند که برای شیر وخورشید پرچم ما اجرا کردند.
در میان دیگر عکسها میبینیم مردمی را که نه تنها در کشتار
ایرانیان توسط رژیم دست نشانده اعترضی نکردند بلکه از
پس از آن کشتارها ،رئیس جمهور منتصبشان در ایران را قهرمان ملی
اعلان نمودند.]

آگاهی مردم ما در مورد ریشه های اصلی سی و یک سال پریشانی
ایران و ایرانی باعث خواهد شد که شعبدۀ خیابانی عده ای راهزن
برملا شده و مردم ما بجای اینکه فریب مخالف نمایان لندنی و
لس آنجلسی را خورده و بجان همدیگر بیفتند ، مسببین اصلی را
دیده و دست در دست هم چاره اندیشی کنند.


ترجمه مقاله -وزش بادهای نئو عثمانی از روزنامه sabah اول فوریه






توجه به رفتار و واکنش هایی که از سوی ترکیه در قبال نا آرامی های منطقه
بروز میکند ، یکی از راههاییست که بوسیله آن میتوان به مکنونات باطنی ایشان
(که در اکثر موارد متفاوت از گفتارهایشان است )پی برد.
این طبیعی است که در همه جای دنیا در این روزها صحبت از نا آرامی های
این منطقه در جریان است .در ترکیه طبق معمول بحثی که در جریان است
در مورد منافعیست که ترکیه از این نا آرامیها بدست خواهد آورد یا میتواند بدست بیاورد.
در یکی از برنامه های تلویزیونی در کانال 24 آن کشور در شب سوم فوریه آشکارا
از سوی یکی از شرکت کنندگان در بحث اعلان میشد که با آنچه در مصر اتفاق افتاد
دیگر هیچ مدلی جز ترکیه برای مردم منطقه باقی نمی ماند. شرکت کننده دیگر که
از مدیران یک شرکت آمارگیری بود با شادی فراوان از نتایج درخشان آمارگیریهایشان
در ایران و هشت کشور دیگر در خاورمیانه سخن میگفت که همه اشاره به برتری ترکیه
مینموده. ... آیا مردم منطقه که گویا مدل ترکیه را پسندیده اند متوجه هستند؟
-از طرفی هر روز نشانه های بیشتری از تغییر ماسک ترکها در قبال رییس جمهور منتصبشان
در ایران نیز دیده میشود.(آیا کم گوئی آن بلبل عثمانی در این روزها نشانه ایست از اینکه
دریافته اربابان دیگر ادامه حیات او را به نفع خود نمیدانند؟) اگر چه کاملاً آشکار است
که اربابان ایشان جایگزین های مختلف از جناحهای متفاوت برای ایشان در نظر داشته اند
تا مبادا سر نخ امور در ایران از دستشان در رود.
- از مواردی که با اطلاع رسانی همگانی ، میبایست مردم ما از آن مطلع گردند اینست که
آنچه که تلاش میشده بعنوان مدل ترکیه به مردم منطقه قالب شود چیزی جز احیای ارواح امپراطوری
عثمانی نیست. تمامی شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که آنچه به نام سکولاریسم در ترکیه
زاده شد ،برای بدست آوردن زمان بوده تا دوباره و با شکلی دیگر  رویای حاکمیت بر دنیای
خود را دنبال کنند. و سر آغاز حاکمیت بر دنیا برای ایشان ؛ایجاد حاکمیت بر این منطقه است.
زمانی که مردم منطقه الگوی ترکها را انتخاب نمایند در واقع خود به خود تحت انقیاد ایشان در
خواهند آمد.
- دیگر آشکارا از (نئو عثمانی) صحبت میکنند یعنی احیای آرزوهای دیرین و اینبار با اضافه
کردن ایران به نقشه جغرافیائی خود. که قبلا با حملات مستقیم نظامی نتوانسته بودند فتحش کنند.




متن ترجمه مقاله -وزش باد عثمانی- از محموت اوور از روزنامۀ sabah تاریخ  سه شنبه اول فوریه 2011


وزش باد نئو عثمانی؟

دنیا با علاقه قیام های تونس و بعد از آن مصر را دنبال میکند. و در
فکر همه یک سئوال هست ،در جغرافیای عرب چه چیزی در حال وقوع
است. این سئوال را دیروز از جامعه شناس -مفیت یوکسل- که از مصر
برگشته بود ،پرسیدم. یوکسل با صدای بلند می گفت :
" این پیروزی facebook و twitter است... هیچ کدام از گروهها نمی توانند
ادعا کنند که بانی این حرکت هستند.این عصیان مردم فقیر وجوانهائی است
که بدنبال یکی شدن با دنیا هستند که در برابر دیکتاتورها می ایستند."
دکتر محمت چاکماک نماینده مجلس و عضو حزب ج.ح.پ که در همانجا
بود نیز همان نظرات را داشت :" این حسرت دموکراسی مردمی است که در جغرافیای
کشورهای اسلامی زندگی میکنند."
اینها از نگاه ترکیه دیده میشود اما این سئوال نیز پرسیده می شود.آیا این
عصیان ها میتواند منجر به یک "اقتدار اسلامی" شود؟
یوکسل وضعیت مصر را اینطور خلاصه می کند :
" انسانِ توی کوچه دموکراسی می خواهد. ضمناً حرکت اخوان المسلمین
بدلیل ثروتمند شدنشان داخل این حرکت نیست اما این واقعیت نیز کاملاً
آشکار است که افراد توی کوچه اکثریت مسلمان و خیلی فقیر هستند."
عثمان اتالای عضو هیئت مدیره ihh(که بعد از واقعه کشتی ترک در غزه از سوی
برخی کشورها در لیست گروههای تروریستی قرار داده شد) کسی که
کشورهای اسلامی را از نزدیک تعقیب می کند نیز به همان نکته جلب
توجه می کند :
"بیست و پنج ، سی سال است که در کشورهائی که با دیکتاتوری اداره
می شوند ، فقر وبیکاری بیداد میکند. این کشورها را شرکتهای فامیلی
و یا از سوی اقلیت های مذهبی اداره میشوند. زیر پا گذاشتن حقوق ،
فشارها ،جان انسانها را به لبشان آورده. این عصیان نسل جوان عرب است.
با دنیا میخواهد آشنا شود."
اتالای قیامها را از نظر سیاسی این چنین تحلیل میکند :
" تشکلات دراز مدت سیاسی به تاریخ پیوسته است .در کشورهائی که دیکتاتورها
حکومت میکنند ،دنیای خشم پست مدرن بوجود آمده از دنیای کامپیوتر،
در حال نشان دادن انفجار است."
بدون شک روشن است که این انفجارهای خشم ریسک ایجاد هرج ومرج را نیز بهمراه
دارد اما از آنجا که تیر از کمان رها شده دیگر ایستادن هم ندارد.حتی
پیش بینی میشود این انقلاب اینترنت به شکل موج در منطقه پراکنده شود.
پراکنده شدن این موج در الجزایر ،یمن،اردن،سوریه، وعربستان احتمال بعیدی
نیست. در این نقطه میبایست وقایع رخ داده در انتخابات ایران را خاطرنشان کرد.
اولین سیگنالهای عصیان در عصر جهانشمولی با facebook وtwitter از
آنجا ارسال شده بود.
در اصل در دنیای عرب وحتی در کشورهای نزدیک جغرافیای ما که تحت
حکومت های قلدر اداره میشوند ،ارتباطی بین وقایع آنجا و تلاش ما برای
غیر نظامی شدن وجود دارد.این ارتباط را مسلمانانی بوجود می آورندکه
ترکیه را مانند مدلی می نگرند.!!
دکتر چاکماک براهمیت این مدل چنین تاکید میکند :
"طلب آن منطقه مبنی بر تغییر ودموکراسی از نزدیک در ارتباط است با
مدرن و اروپائی بودن ترکیه.  ترکیه همیشه تعقیب شده و حالا با علاقه
بیشتری دنبال خواهد شد ."
مدیر ihh اتالای نیز تاکید میکند که ترکیه یک فرصت تاریخی را تحصیل نموده
است.:
" در آغاز یک دورۀ جدید هستیم.مدلی که برای عربها با امید و علاقه دنبال شده
مدل ترکیه بوده است.وزش باد نئو عثمانی تمامی عربها را در بر خواهد گرفت.
امریکا و انگلیس دیگر توان حمل این رژیمهای خودکامه را بر دوش خود از دست
داده اند.در اینجاست که ترکیه میبایست از وزش باد نئو عثمانی به بهترین
شکل استفاده نماید."


چهره های واقعی- روزنامه رادیکال ترکیه 1/2/2011


نخست وزیرترکیه پس از گذشت شش روز از ناآرامی های مصر و
پس از اینکه دیروز از سوی چند روزنامه نویس در روزنامه های
آن کشور مورد انتقاد قرار گرفت،برای اولین بار امروز در این مورد
سخن گفت.البته پیداست که متن سخنانش حاوی نصیحت به رئیس جمهور
مصر بود. اما نکاتی باریک در این سخنان هست که باید بدان توجه
شود.اول اینکه ایشان در انتخاب اسلوب خطاب خود نشان می دهد
که در واقع بدنبال کسب مقام "سلطان خاورمیانه وشمال افریقاست".
(زیردستان ایشان در دولت و حزب حاکم ایشان را "پادشاه خاورمیانه"
"سلطان منطقه" و... می نامند.)
شاید هم این القاب را جدی تلقی نموده اند که در سخنان روز اول
فوریه در جمع حزب حاکم اآن کشور با خطاب قرار دادن مردم منطقه
گفته : مردم منطقه باید رفتاری متناسب بافرهنگ منطقه داشته باشند.
البته تردیدی نیست که مهمترین دلیل تامّل مقامات ترک در این مورد
مقایسه غیر قابل اجتناب برخورد ایشان با کشتار حکومت دست نشانده
خود در ایران با سخنان جدیدشان است.
واقعیت این است که مردم ما باید بخاطر داشته باشند که در طول
اعتراضات مسالمت آمیز ایرانیان در سال 88 ،تنها دولت و ملتی
در جهان که اظهار همدردی با مردم ما نکردند ،دولت و مردم ترکیه
بوده اند. بگذریم از همدردی، اخبار مربوط به اعدام ها در ایران
با هیجان و لذت سادیستیک غیر قابل وصفی در رسانه های آن
کشور دنبال می شده است.البته تردیدی نیست که تمام این کینه
و نفرت عمیق مردم آن کشور نسبت به ایران و ایرانی ریشه در
تاریخ و خاستگاه آن مردم داشته است.(واقعیتی که مردم ما میبایست
به آن واقف گردند.)
اکنون که طرحهای ضمیمه کردن ایران توسط این کشور هر روز
در دنیا آشکارتر میشود و چهره واقعیشان آشکار،چاره ای جز تغییر ماسک خود ندارند.
در آینده نزدیک اگر شنیدید و دیدید که دولت و مردم ترکیه خود
را پشتیبان حرکت آزادی خواهانه ایرانیان نشان میدهند تعجب
نکنید.این از خصلت های تاریخی ایشان است.


از میان روزنامه ها-ترکیه-24/01/2011



از حدود سه سال پیش بود که ترکهای عثمانی جلوه یکی از آرزوهای
دیرین خود مبنی بر حاکمیت بر کل دنیا را با زمزمه [ابرقدرت شدن]
آغاز نمودند.البته بدلیل ساختار جامعه شناختی منحصر به خودشان،
این موضوع با پچ پچ های در گوشی آغاز شد ،در ستونهای حاشیه
روزنامه ها بسط یافت و در نهایت تبدیل به یک هدف آشکار درآمد .
مدتها روزنامه ها در ستونهای کناری خود از اینکه ما دیگر برای
ابرقدرت شدنمان مانعی باقی نمانده مدیحه سرائی و خودستائی نمودند.
[اگر اکنون کاربرد کلمه ابرقدرت شدن را از سوی رئیس جمهور
منتخب ایشان در ایران می بینید ،تعجب نکنید ،ایشان از ترکیۀ خیالی
خود و اربابانش صحبت می کننذ .ترکیه ای که ایران را ضمیمه نموده
و پس از پرداخت حدود {هشتصد میلیارد دلار بدهی داخلی و خارجیش از
فروش نفت و گاز ایران، }شروع به رجز خوانیهای آشکارتر برای
باقی دنیا،خصوصاً امریکا خواهد نمود.
اما باید گفت چه اسف بار است وضع ایشان و دست نشاندگانشان در
حکومت  ایران ، که رویاهایشان یکی پس از دیگری محو میشود.
آنچه از نظرتان گذشت (عکس)مقاله ایست که آشکارا در آن به طرح
ترکهای عثمانی برای بلعیدن کل کشورهای خاورمیانه اشاره شده
[آنجا که از اتحادیه خاورمیانه سخن می گوید منظورش طرح حزب
حاکم در ترکیه است برای پرده پوشی کردن پروژه ضمیمه کردن ایران
با همکاری افراد دست نشانده شان در حکومت و نیروهای مسلح ایران]
ناگفته روشن است که نمایشنامه -غزه- و آن کشتی ترک ...و
عکس العمل حاکمان در ایران هماهنگ با ترکها ،یک مانور برای
شروع پروژه ضمیمه کردن ایران توسط ترکها بود که با بیداری

دلاوران ایرانی و عکس العمل جهانی در نطفه خفه شد.






ترجمه مقاله -سمیح ایدیز-  روزنامه ملیت 23/01/2011



حزب حاکم آ.ک.پ با بحساب نیاوردن زمین لغزان خاورمیانه در
محاسبات خود، زمانی که وارد موضوع ایجاد آشتی بین اسرائیل
وسوریه شد، نتایج را آنچنان که انتظارش را داشت نیافت.در این
چهارچوب ، بگذرید از "میانجیگری" ،حتی روابط ترکیه با یکی
از طرفین این موضوع به حدّ بریده شدن رسید.
این نتیجه روابط ترکیه با "متفق استراتژیک" یعنی امریکا را هم
به لرزه در آورد. حزب حاکم آ.ک.پ به همان شکل وقتی نتوانست
اصل سیاست غرب در برابر ایران را محاسبه نماید، حتی بلکه
با اغراق در نقش محتملی که میتوانست بازی کند،با یک حرکت
بدل امریکا به گوشه تشک رانده شد.
اما اگر نگاهی به طرف ترک بیندازیم ،امریکا ست که پس از "بیانیه
تهران" در ماه می گذشته ترکیه را در نیمه راه رها کرد.
به این ترتیب بیش از آنکه به گوشه ای رها شده باشد،برای آنکار
در آینده قابل پیش بینی ،نقشی برای ایفا کردن باقی نماند.برای ترکیه
صاحب خانگی مذاکرات استانبول و در حد قابل ملاحظه ای نقش
تماشاچی و نگاه کردن از تریبون باقی ماند.
حزب حاکم آ.ک.پ اینبار تلاش نمود نفوذ افزایش یافته خود بر لبنان
را بکار گرفته، و اگر چه خود پیشنهادی ارائه نداد ، تنها نقش حمایت
کننده تلاشهای عربستان سعودی و سوریه را بازی نموده وسعی کرد
نقش کاتالیزور در بحران سیاسی آن کشور را بعهده گیرد.ام در نهایت
با ایراد این جمله که" ما آنچه از دستمان بر می آمد را انجام دادیم
باقی به خودتان مربوط است" خود را از این مسیر کنار کشید.
البته از نظر خودش ،ترکیه لبنان را ترک نکرده،اگر لازم باشد دوباره
بازخواهدگشت.اما وقایع در لبنان از این جهت امیدوار کننده بنظر
نمی رسند. از همین روست که پیش بینی می کنیم در چنین مواردی
آنکارا بعد از این و پیش از انجام هر کاری نه تنها دو بار بلکه
سه بار خواهد اندیشید.
ترکیه علیرغم این زمین لغزان در منطقه ، بدنبال ارتقاء وجهه خود
در خاورمیانه می باشد.و این کار را با انجام جلسات مشترک
کابینه ها با دولتهادر منطقه انجام می دهد که خود اشاره ایست به ایجاد
یکپارچگی سیاسی.
از میان این تلاشهای آنکارا اگر ایجاد یک "اتحادیه خاورمیانه" هم
ممکن نباشد ، این تلاشهایش را باید ادامه دهد.زیرا خاورمیانه از
نظر اقتصادی برای ترکیه قابل چشم پوشی کردن نیست.
زمین لغزان خاورمیانه وآنچه ذکر کردیم نشان می دهد که ترکیه
در آتش سوزی های منطقه نه بعنوان "سر آتشبان" بلکه به عنوان
کمک کننده می بایست ظاهر گردد......



از میان روزنامه های ترکیه -2




یکی از اخبار مندرج در روزنامه رادیکال روز پانزدهم ژانویه ترکیه مبتنی بر افشاگری
یکی از احزاب مخالف در ترکیه ،در مورد نخست وزیر آن کشور بوده. آقای (باهچه لی)
رهبر حزب حرکت ملی ترکیه در سخنانی بار دیگر بر این واقعیت -که در ترکیه بر کسی
پوشیده نیست- تاکید نموده که نخست وزیر آن کشور(آقای اردوگان) نائب رئیس پروژه خاورمیانه
بزرگ می باشد و خود ایشان-نخست وزیر- نیز به آن افتخار مینمایند.
[پروژه خاورمیانه بزرگ پروژه ایست که هدف آن تغییر نقشه جغرافیای سیاسی خاورمیانه بوده و
برخی از ناظران سیاسی آن را پروژه تحقق اسرائیل بزرگ می نامند.]


از میان روزنامه های ترکیه



مدتیست که زمزمه های در آغاز درگوشی در ترکیه ،مبنی بر استیلای دولت این کشور بر ارکان
حکومت ایران ،که از پنج سال پیش شروع شده ، اینک تبدیل به بیانهای آشکار ترکها در همین زمینه
شده اند. برای نمونه مقاله (ضمیمه عکس 2) مندرج در روزنامه ملیّت شنبه پانزدهم
ژانویه است که نویسنده عنوان آن را : " ترکیه دیگر ماست ایران را فوت کرده و می خورد"
گذاشته. در زبان روزمره ترکها خوردن ماست با فوت کردن نشانه احتمال ایجاد سوختگی با
خوردن آن را نشان می دهد ، اما موضوع قابل توجه برای ایرانیان این است که ایشان دیگر
ابائی از آشکارا اعلان نمودن اینکه دیگر با همکاری حکومت ایران ،این کشور را لقمه ای خورده
شده و نه تنها بی زحمت بلکه در حدّ ماست می خوانند. اما آنچه که باعث وحشت ایشان شده
عکس العمل جهان غرب در برابر این سناریوست که باعث نگرانی ایشان شده. نویسنده مقاله
با تاسف اعلان میکند که ترکیه نمی تواند نقشی بجز میانجی در مذاکرات محتمل در پیش رو در
آن کشور بازی کند. این بخودی خود نشان دهنده اهداف اصرار حکومت ایران بر انجام این
مذاکرات در ترکیه را آشکار میسازد.



مدتیست که زمزمه های در آغاز درگوشی در ترکیه ،مبنی بر استیلای دولت این کشور بر ارکان
حکومت ایران ،که از پنج سال پیش شروع شده ، اینک تبدیل به بیانهای آشکار ترکها در همین زمینه
شده اند. برای نمونه مقاله (ضمیمه عکس 2) مندرج در روزنامه ملیّت شنبه پانزدهم
ژانویه است که نویسنده عنوان آن را : " ترکیه دیگر ماست ایران را فوت کرده و می خورد"
گذاشته. در زبان روزمره ترکها خوردن ماست با فوت کردن نشانه احتمال ایجاد سوختگی با
خوردن آن را نشان می دهد ، اما موضوع قابل توجه برای ایرانیان این است که ایشان دیگر
ابائی از آشکارا اعلان نمودن اینکه دیگر با همکاری حکومت ایران ،این کشور را لقمه ای خورده
شده و نه تنها بی زحمت بلکه در حدّ ماست می خوانند. اما آنچه که باعث وحشت ایشان شده
عکس العمل جهان غرب در برابر این سناریوست که باعث نگرانی ایشان شده. نویسنده مقاله
با تاسف اعلان میکند که ترکیه نمی تواند نقشی بجز میانجی در مذاکرات محتمل در پیش رو در
آن کشور بازی کند. این بخودی خود نشان دهنده اهداف اصرار حکومت ایران بر انجام این
مذاکرات در ترکیه را آشکار میسازد.

ترجمه مصاحبه با خالق شخصیت سیاسی طیب اردوغان

سالهاست که تلاش وسیع سازماندهی شده ای برای تحقیر ایران و ایرانی از یکسو و تبلیغ برای والا جلوه دادن ترکهای عثمانی و هر چه به ایشان مربوط بوده در کشور ما جریان داشته و تردیدی نیست که این دو بی ارتباط با یکدیگر صورت نمی گرفته است.


‫‫اگر چه کسانی که عمدتا خود را بعنوان مخالف رژیم معرفی نموده و ایفای نقش تحلیلگران سیاسی را بعهده داشته اند سهم اساسی در تثبیت و استمرار حیات نظام ایفا نموده اند ، اما در مورد ذکر شده هم نقش قابل توجهی بر عهده داشته اند.

‫‫تمامی پسرفتهای سیستماتیک ایران در تمامی زمینه ها −که مشخص است بر نظم خاصی استوار بوده− از سوی اینان به عنوان ‫‫نادانی ، جهالت و... گردانندگان نظام عنوان شده و تمامی پیشرفتها و حتی به نام خویش ثبت کردن های میراثهای فرهنگی ما از سوی ترکها از سوی همین حضرات نام فرصت طلبی ترکها و زرنگی به خود گرفته . در شانزدهم آذر سال گذشته و پس ‫‫از سر دادن −شعار ملت ما دین از سیاست جدا− و علنی شدن فرماندهی سرکوب مردم ایران توسط ترکهای عثمانی ، تا کنون‫‫هیچ یک از این حضرات افاضه ای در این مورد نفرموده اند و حیای یرانی هم مانع شده از این حضرات شاعر پرسیده شود کو آنکه
‫‫تلاش مینمود نگذارد هیچ ارتباطی میان بر زمین خوردن ایرانی و رشد زالویی ترکهای عثمانی در ذهن ایرانیان بر قرار شود.

‫‫حتی یکی از همین شاعران تبدیل شده به تحلیلگر سیاسی ،از رادیویی در لس آنجلس مقدمه چینی لزوم ضمیمه شدن ایران به‫‫خاک ترکیه را هم زمزمه میفرمایند....

‫‫− اینکه چه چیزی باعث شد ترکهای عثمانی از سر وحشت ناشی از خروش مردم ایران ، نقش خود در حکومت در ایران را تا حدی علنی سازند باز میگردد به خواستهای مردم ایران که در شعار های ایشان در شانزده آذر و عاشورای گذشته خود را نشان داد.

‫‫مردم ستمدیده که در طول ۳۱ سال گذشته هر بلایی را تجربه نموده اند ،از سر پاکی فطری خود در فکر نجات دین از دست ‫‫وطن فروشان بوده اند که شعار ملت ما دین از سیاست جدا را سر دادند و تمامی معادلات سیاسی منطقه را دچارزلزله نمودند

‫‫همانگونه که خانه اربابان رژیم در آنسوی مرز را.

‫‫برای روشنتر شدن موضوع میبایست به نقش کلیدی دور نکردن دین از سیاست از نظر طراحان نقشه جدید خاورمیانه پرداخت.طبق

‫‫مدارک و شواهد اساس این طرح مبتنی بر وارد نمودن نیروهای مذهبی به عرصه سیاست در خاورمیانه بوده است.البته پس از انجام

‫‫آزمایش های اولیه در ایران مظلوم ، به فرمول جدایی دین از حکومت رسیده اند که این روز ها شاهد هستیم نقل محافلی از ایرانیان

‫‫هم شده که در واقع در پی نجات رژیم هستند تا نجات مردم بی پناه.

‫‫(شاید بهترباشد توضیح دهیم که در فرمول جدایی دین از حکومت و یا دین از دولت، نیروهای به ظاهر مذهبی قادر خواهند بود گروهها

‫‫و حزب ها یی بر اساس افکار دینی تشکیل دهند و با ایجاد گروههای فشار ،سیاست اجرایی کشور را تحت تاثیر بگیرند و یا حد اقل

‫‫آن را معطل خود نمایند. در حالی که در طرح اصلی ارائه شده از سوی ملت ما ، دین بصورت کامل از تمامی عرصه های سیاسی

‫‫میبایست خارج گردد. )‫‫ مردم ما با شهامت تمام نشان داده اند که میخواهند و میتوانند ایران آزاد و مستقل خود را از اساس پایه گذاری و حفاظت کنند.


‫‫برای روشن شدن بهتر موضوع ترجمه متن مصاحبه ای را ذکر میکنم که خود حکایتگر بسیاری نکات اساسی میباشد.از جمله اینکه مستشار سابق وزارت خارجه و خالق شخصیت سیاسی اردوغان در این مصاحبه (در سال ۲۰۰۳) میگوید :برای ما اهمیت خلق کردن یک دمو−اسلام در‫ترکیه از اهمیت روابط میان ترکیه و اسرائیل بیشتر است.

‫‫

‫روزنامه dunden bugune tercuman چاپ ترکیه در تاریخ ۳ اوت ۲۰۰۳ در صفحه صحبت دوشنبه خود مصاحبه ای با آلون لییل ‫alon liel مستشار سابق وزارت خارجه اسراییل را درج نمود با عنوان : اردوغانیزم نسخه به روز شده کمالیزم.

‫لازم به یاد آوری است در آن تاریخ در ترکیه نه تنها هیچکس تصوری از احتمال مقایسه اردوغان را با آتاتورک نمیداد بلکه کاملا

‫برعکس اکثرا از اینکه به اقتدار رسیدن وی امری طبیعی برای سیاست آن کشور نبوده و هر لحظه میتوان از انتطار برکناری وی

‫با یک کودتا بود، صحبت میکردند.اگر چه صرفنظر از مدت بسیار کوتاهی که بخاطر خواندن یک شعر در زندان گذرانده ،موضوع گذشته وی و ارتباطاتش علامت سوال بزرگی تشکیل داده بود. در رسانه ها اکثریت تحلیلگران هیچ نگاه مثبتی به وی نداشتند و حتی

‫کمدین ها از سخنان وی که بسیار دور از کلمات یک فرد سیاسی بود ،برای برنامه های خود استفاده میکردند...

‫حزب وی ak هم به شدت مورد انتقاد مخالفان بود که به صراحت میگفتند افراد رده اول حزب اردوغان مرتبا در حال رفت و آمد و ملاقات با رهبران اسراییل هستند.درست در چنین شرایطی این مصاحبه منتشر شد و اگر چه ظرف دو روز آینده تمامی

‫نسخه های آن در کشورشان جمع آوری شد اما خوشبختانه تعدادی از نسخه های آن اکنون در اروپا نگهداری میشود.



‫آغاز مصاحبه:



‫مصاحبه گر:

‫کتابی با نام دمو−اسلام چهره جدید ترکیه نوشته اید که در این روزها در اسراییل به زبان عبری چاپ خواهد شد.موضوع

‫کتاب اقتدار حزب AK و روندی که AKP را به اقتدار رساند...

‫لییل − طیب اردوغان هشت سال بود که در مرکز توجه من قرار داشت .حدود ۲ سال نیز بر روی این کار کردم.

‫مصاحبه گر− چه چیزی در اردوغان بود که جلب توجه شما را کرد؟

‫لییل− از ۲۵ سال قبل به این طرف بر روی موضوع ترکیه مدرن کار میکنم.در سال ۱۹۷۷ در زمانی که دیپلمات بودم برای

‫اولین بار به ترکیه آمدم.بر روی آتاترک وکمالیزم خیلی کار کردم. محبوبیت بسیار آتاترک را دیدم.اما کمالیزم آنقدر محبوب نبود.

‫هر جا که میرفتم آتاترک وجود داشت اما کمالیزم مساله دار بود.دیندارها برای تعریف کردن خود با کمالیزم دچار مشکل میشدند.

‫کمالیزم چیزی شبیه لاییسیته بنیادگرا بود. در حال ورود به قرن ۲۱ کمالیزم میبایست خود را به روز میکرد.من اردوغان را

‫کسی میبینم که آن عده را که با کمالیزم نتوانسته بودند خود را تعریف کنند به میدان آورد.این برای دموکراسی ترکیه حرکتی

‫مثبت و رو به جلوست.

‫مصاحبه گر− تمرکز شما بر روی اردوغان خیلی قبل از پیروزی او در انتخابات آیا یک پیش گویی یهودی است؟

‫لییل− در همه پرسی های ۵ سال گذشته همیشه در رده های بالا قرار داشت.در انتخاباتی که انجام شد پیروزی او نمیتوانست

‫غیرمترقبه باشد.این تغییری که در شرف وقوع در ترکیه بود برای من با تغییرهای قبلی بسیار متفاوت میبود. این شبیه دست

‫عوض کردن اقتداراز DYP به ANAP نبود. این تقریبا یک انقلاب بود. این یک تغییر ایدئولژیک بود. حزب AK تنها یک

‫حزب نیست .بلکه یک ایدئولژی جدید است .

‫مصاحبه گر− پدیده اردوغان برای مدت زیادی در ترکیه با شک و تردید مواجه شده.

‫لییل − بسیاری از افراداعمال اردوغان را به عنوان تاکتیک و یا تقیه تلقی میکردند.تصور میکردند که این شکل از کمالیزم

‫ نمیتواند یک ایدئولژیک باشد که ترکیه را به اتحادیه اروپا ببرد.مخصوصا در مواردی مانند دموکراسی، نقش ارتش در سیاست و حقوق بشر

‫میبایست خود را به روز مینمود...من اردوغان را صاحب آن قابلیتی که کمالیزم را به روز نماید میبینم.این نیروی بالقوه را با نام

‫«اردوغانیزم» نامگذاری کردم.

‫مصاحبه گر − نقش لابی یهودی در به اقتدار رسیدن اردوغان همواره موضوع بحث بوده.آیا سبب توجه شما به اردوغان ،آگاهی قبلی شما

‫از سیر وقایع در آینده بوده؟

‫لییل − برخورد مثبت امریکا با اردوغان را دیدیم .مردم ترکیه میتوانند آنچه را در کشورشان میگذرد تغییر دهند.شما وضعیتی را نمیپسندید و

‫آن را تغییر میدهید.از همین رو واشنگتن و نیویورک تایمز به او یک شانس دادند.من تصور نمیکردم کسانی که به دموکراسی اعتقاد دارند

‫در باره پیروزی اردوغان هیجان زده شده با شند. زیرا این پیروزی واقعی بود .این مساله را در ارتباط با یهودی ها و یا دیگر مسایل نمیبینم.

‫نود درصد یهودی های ترکیه در استانبول زندگی میکنند.اردوغان شهردار استانبول بود.ملاقات رهبر یهودیان ترکیه یعنی bensiyon pinto

‫با اردوغان را میدانم . بین یهودی ها و اردوغان ارتباط بسیار خوبی وجود داشته است .اما هفتاد هزار تفر یهودی در کشوری ۷۰ میلیونی

‫نمیتواند نقش مهمی ایفا کند.این تصمیم مردم ترکیه برای به صحنه آوردن نه تنها یک فرد بلکه یک ایدئولوژی جدید است.

‫مصاحبه گر − تغییر بزرگی که اردوغان آورده چیست؟

‫لییل − عبداله گول واردوغان نیمه میانه روی حزب فضیلت را از آن جدا کرده و یک حزب جدید بر پا کردند، و یک سوم آرا را گرفتند.

‫مردم ترک انتظار چنین حرکتی از اسلام لایت را داشتند.وقتی که اردوغان و گول با چهره اسلام میانه رو به میدان آمدند مردم خود را به

‫روی این طرح انداختند.

‫مصاحبه گر − چطوراز قبل اطمینان یافتید که اردوغان در حرکت به سوی اقتدار پیروز خواهد شد؟ خیلی ها یقین داشتند که پست نخست وزیری

‫ممکن نیست به اردوغان داده شود.

‫لییل − از اینکه ارتش مانع اردوغان نخواهد شد مطمئن بودم . بله ارتش در حفاظت از دموکراسی و لائیسیته مصمم بود و هنوز هم هست.

‫اما از این هم اطمینان داشتم که ارتش ترک قدمی بر نخواهد داشت که شانس پذیرش ترکیه از سوی غرب را از آن سلب کند. آنها میدانستند

‫که اگر در مقابل اردوغان موضعی سخت اتخاذ کنند شانس ترکیه را برای قبول از طرف اتحادیه اروپا را از دست خواهند داد.

‫مصاحبه گر − چرا ترکیه و چرا اردوغان را انتخاب کردید؟

‫لییل − در سالهای ۱۹۸۱−۸۴ در آنکارا بودم .ترکیه را خوب میشناسم. اسرائیل کشوری است که از اطراف از سوی کشور های عربی و

‫مسلمان احا طه شده . ادامه حیات کشوری دموکراتیک ، کاپیتالیست ، لائیک و طرفدار غرب مانند اسرائیل در این منطقه دشوار است.برای همین در هر زمینه ای بهای هنگفتی پرداخت میکنیم.وقتی به یکباره احتمال در یکجا قرار دادن دموکراسی و اسلام در ترکیه را دیدیم به

‫خود گفتیم چرا این در کشورهایی مثل مصر،اردن،سوریه و عراق هم بوجود نیاید؟ در اسرائیل انسانها از کودکی یاد میگیرند که اسلام و

‫دموکراسی در یک جا جمع نمیشود. به آنها یاد داده میشود که در دنیای اسلام و اعراب برای دموکراسی شانسی وجود ندارد.

‫اما اکنون چنین فرصتی در مقابل ما ایستاده است.دموکراسی ترکیه برای خاورمیانه یک نوع ثروت است.

‫اسرائیل خود را بعنوان یک کشور دموکراتیک میبیند و مایل است ترکیه را بعنوان یک قدرت دموکراتیک ببیند. در میان ما هم یهودیان بنیاد گرا

‫وجود دارند. تلاش میکنیم که آنان را به جمع خود داخل کنیم.

مصاحبه گر − قبل از انتخابات که اردوغان به اقتدار رسید چنین احتمال داده میشد که اگر او به اقتدار برسد روابط با اسرائیل عقب گرد خواهد کرد

‫لییل − یک شخص وقتی نخست وزیر و یا وزیر خارجه شد به افراد متخصص اطراف خود از جمله اقتصاد دانان ،بازرگانان،ارتشی ها گوش

‫میسپارد و در جهت منافع ملی میتواند نظرات خود را تغییر دهد.چنانچه آنگونه هم شد. اردوغان در هفته اولی که به اقتدار رسید سخن از

‫سیاستهای تروریستی شارون به میان آورد .ما شوکه شدیم. ولی در هشت ماه باقیمانده حتی یکبار هم چنین حرفهایی را تکرار نکرد. من

‫میدانستم که اردوغان نگاه مثبتی به اسرائیل در حد چیللر و یا ییلماز ندارد.گول هم همینطور. تمامی سخنانی که عبداله گول در ده سال اخیر در مورد اسرائیل به زبان آورده بود را از نظر گذرندم.همه اش منفی بود.ما میدانستیم که اهمیت خلق کردن اسلام دموکراتیک خیلی بیشتر

‫از اهمیت روابط ترکیه و اسرائیل است. ما میدانستیم که خلق کردن اسلام دموکراتیک برای کل خاورمیانه مهم خواهد بود. ما میدانستیم

‫که اگر اردوغان دموکراسی را در ترکیه تقویت نموده کشور را بتواند وارد اتحادیه اروپا نماید ،این برای خاورمیانه بسیار با معنی

‫خواهد بود. وقتی که رئیس شتاد مشترک( ازکوک) به اسرائیل آمد یک پروفسور ترک به من گفت : روابط با اسرائیل برای ارتش ترکیه

‫آنقدر اهمیت دارد که حزب AK نمیتواند به آن نزدیک شود.

‫پشتیبانی ارتش از روابط با اسرائیل نمیتواند برای توجیه این وضعیت کافی باشد.از نظر من هر سیاستمدار در ترکیه این را نیز میداند که

‫روابط ترکیه با اسرائیل از نظر روابط ترکیه و امریکا اهمیت بسیار دارد.و میدانم جوی را که در وزارت خارجه در این مورد وجود دارد

‫ را حزب AK نیز میداند.

‫مصاحبه گر − آیا همزمانی «تغییر بزرگ» و ادامه «نظم مستقر» یک تناقض نیست؟

‫لییل − مواردی دیگر نیز وجود دارد که در آنها اردوغان‫ گفته های قبلی خود را تغییر داده .من خوشوقتم از اینکه طرفداران غرب و اسرائیل

‫توانسته اند اردوغان را تحت تاثیر داشته باشند.ایدئولژی اصلی اردوغان در حال در هم آمیختگی با کمالیزم است.وقتی در اسرائیل از من

‫میپرسند اردوغان چیست ؟ به آنها میگویم (اسلام لایت) .این نسخه جدیدی از اسلام است. در خاورمیانه ای که بنیاد گرایی با تروریزم به

‫هم آمیخته به یک تنفس تازه نیاز بود.این اسلام مدرن میانه رو است. اروغان دیواری میان میان جایگاه اسلام در زندگی خصوصی و اجتماع

‫کشید. این چیزی بود که به آن نیاز داشتیم.در اسرائیل هم برخی خواهان اداره کشور با تورات هستند.اردوغان به اسلام اجازه نداد که در

‫حکومت دخالت کند.

‫مصاحبه گر − چگونه فرقی میان «دمو−اسلام» و دموکراسی اسلامی میبینید؟

‫لییل − در این مورد به نظر(جنیت اولسور) جا میدهم. در نمونه ایران این اسلام است که حیات اجتماعی را اداره میکند .اما در اسلام دموکراتیک

‫این دموکراسی است که اسلام را در زندگی اجتماعی اداره میکند. مفهوم «دمو−اسلام» را میتوانیم با دموکرات مسیحیان اروپا مقایسه نماییم

‫در دمو اسلام کشور یک کشور مسلمان است اما در حوزه اجتماعی اولویت با دموکراسی است.

‫مصاحبه گر − شما در کتاب خود میگویید اردوغانیزم آشتی دهنده میان کمالیزم و اسلام است و حتی آن را دموکراتیزه خواهد کرد.در این

‫مورد آیا با کمالیست ها بحث کردید؟

‫لییل − با خیلی ها شان صبت کردم .اما بیشتر آنها در مورد اردوغان با من همفکر نبودند.

‫خیلی از آنها معتقد بودند که او نیت اصلی خود را نشان نمیدهد.اما برخی هم با من هم عقیده بودند

مصاحبه گر − آنان که با شما هم عقیده بودند آیا واقعا کمالیست بودند؟

‫لییل − بله. اینها کسانی بودند که میگفتند اگر آتاترک زنده بود امروز کمالیزم را به شکل دیگری انشا میکرد. آتاترک هم یک فرد بود.اما از آن روز تا به امروز خیلی چیزها فرق کرده .فکر نمیکنم او نسبت به گذشته طرفداران کمتری داشته باشد.او اگر زنده بود کمالیزم را به روز

‫مینمود و این را خصوصا در زمینه دموکراسی انجام میداد.

‫مصاحبه گر − بر اساس نظریه شما اردوغان باعث شد کمالیزم بتواند به حیات خود ادامه دهد. در دروازه اتحادیه اروپا کمالیزم رو به نابودی

‫گذاشته بود و اردوغانیزم به گونه ای حلقه نجات آن شد؟؟

‫لییل − اردوغانیزم را کمالیزم دموکراتیزه شده میبینم. اردوغانیزم نسخه به روز شده کمالیزم است. پس از اینکه اردوغان به اقتدار رسید محبوبیت آتاترک در میان مردم بیشتر شد. برای من بخش مشخصی از مردم که اینها قبلا به حزب رفاه و بعدا به حزب فضیلت رای میدادند

‫پس از به اقتدار رسیدن اردوغان به این فکر افتادند که در حال یکپارچه شدن با کمالیزم و آتاترک هستند.

‫مصاحبه گر − یعنی رسیدن اردوغان به اقتدار حال و هوایی شبیه دوران قبل از کودتا ی سال ۸۰ را بوجود نیاورده است؟؟

‫لییل − دورانی که آخرین کودتا در ترکیه صورت گرفت برای دموکراسی ترکیه و برای ارتش آن کشور دوران سیاهی بود.این فریبی به نام

‫کودتا بود. سرنگون کردن نخست وزیر (اردوغان) به وسیله کودتا نتیجه خوبی برای کمالیزم به بار نخواهد آورد.

‫مصاحبه گر − گفتید که اسراییل طرفدار بسط دموکراسی در ترکیه است. در مورد کادر کودتا کننده سال ۱۹۸۰ که به روابط ترکیه و اسرائیل

‫ بیشترین توسعه را بخشیدند چه میگویید؟

‫لییل − این افراد کودتا را بخاطر روابط با اسرائیل که انجام ندادند. در ده سال اخیر اسرائیل پس از امریکا دومین کشور از نظر اهمیت بوده است. از اینرو آنچه که در ترکیه میگذرد برای ما خیلی اهمیت دارد.

‫مصاحبه گر − در کتابتان به نهار خوردن اردوغان در ماه رمضان با نخست وزیر ایتالیا معنایی سمبولیک میدهید.

‫لییل − دو سال قبل زمانی که مستشار وزارت خارجه اسرائیل بودم کمیته میشل به کشور ما آمده بود و سلیمان دمیرل نیز در این کمیته بود.

‫ پس از یک جلسه ۳ ساعته که نخست وزیر شارون هم در آن شرکت داشت در حال رفتن برای صرف نهار بودیم که دمیرل گفت من نمیتوانم

‫بیایم چون روزه ام و در اتاق دیگری منتظر ماند.اما اردوغان حق مسافر بودن خود را در خوردن روزه اش استفاده کرد و با خست وزیر ایتالیا

‫ نهار خورد. در هواپیما به سرویس مشروب اجازه داد. اما اربکان اجازه به چنین چیزی نداده بود.اردوغان با انجام چنین کاری پیامی روشن

‫و جسور در مورد متفاوت بودن خودش به دنیا داد.

‫مصاحبه گر − در کتاب خود اسلام اردوغان را بیش از اینکه رفرمیست باشد دفرمیست مینامید و از اردوغانیزم بعنوان یک الگوی بالقوه در

‫دنیای اسلام یاد میکنید.آیا اسلام دفرمیست در کشورهای اسلامی مورد قبول واقع خواهد شد؟

‫لییل − الآن با پیروزی که امریکا در عراق بدست آورده مواجه با وضعیت دراماتیکی در خاورمیانه هستیم ،امریکاییها ۳ تا ۵ حتی تا ۱۰ سال

‫میتوانند در عراق بمانند.من نمیگویم عراق امریکایی خواهد شد .اما یک فرصت باور نکردنی. اگر مدل اسلام مدرن میانه روی ترکیه در

‫عراق به کار آید و در حدود ۱۰ الی ۲۰ سال عراق شبیه ترکیه شود ، یک موفقیت عظیم خواهد بود . من میدانم که دنیای اسلام کمالیزم را

‫به دلیل لائیسیته آن رد میکند.این را هم میدانم که عربها ترکیه را به عنوان یک الگو نمی پسندند.اما بعضی چیزها در خاورمیانه در حال

‫تغییر است. امریکا همانگونه که اروپای شرقی را تغییر داد برای ایجاد تغییر در خاور میانه نیز مصمم به نظر میرسد. رابرت رابرتسون

‫در میهمانی وداع گفت :« ۲۰ سال پیش وقتی به شما میگفتیم اروپای شرقی را تغییر خواهیم داد شما باور نمیکردید ،میگفتید آنها کمونیست هستند.

‫نگاه کنید عوضش کردیم. در خاورمیانه هم فرصتی به ما بدهید اینجا را تغییر دهیم.»

‫برای من ترکیه مدلی در زمینه دموکراسی و مدرنیزم برای دنیای اسلام است.

‫مصاحبه گر − آیا امریکا در حالی که برای بردن دموکراسی به عراق میکوشد در مورد رای مجلس ترکیه مبنی بر عدم اجازه به عبور

‫سربازان ارتش امریکا ،سخت انتقاد نمیکند؟ چه کسی برای چه کسی مدل خواهد شد؟

‫لییل − این وضعیتی گذراست. حکمت ها و احساس ها را میبایست از هم جدا نمود.وقتی به افکار بوش ،پاول و حتی (wolfovitz) نگاه

‫میکنیم ،عراقی مثل ترکیه ،سوریه ای مثل ترکیه، و ایران و عربستان سعودی مثل ترکیه میبینیم. آنچه تخیل شده این است. وقتی احساساتشان

‫(امریکائیها) از غلیان افتاد نخواهند توانست ترکیه را رد کنند.

‫مصاحبه گر − در کتابتان اردوغانیزم را در اساس یک ایدئولژی داخلی برای شکل دهی سیاست داخلی ترکیه و در سیاست خارجی به جهت دهی اردوغان از سوی ارتشی ها و سیاستمداران جا میدهید.

‫لییل − فکر میکنم در ترکیه روابط میان ارتشی ها و سیاستمداران به شکل دموکراتیک بسوی تعادل پیش خواهد رفت. همانگونه که در

‫اروپا و امریکا هست، ارتش ترکیه نیز جایی در رده های پایین دست سیاستمداران قرار خواهد گرفت. ژنرالها نه بعنوان یک شرکت

‫خصوصی بلکه بعنوان افرادی که دستمزدشان از سوی دولت پرداخت میشود. پارلمان حکم صادر میکند و ارتش هم آن را اجرا خواهد کرد.

‫به آنچه در شورای امنیت ملی در حال صورت گرفتن است نگاه کنید..کارها بصورت عادی در خواهد آمد. میدانم کسانی هستند که از اردوغان

‫خوششان نمی آید و خواهان عوض شدن وی هستند.اما بدترین چیز ممکن برای ترکیه عوض کردن این وضعیت کردن این وضعیت با

‫یک کودتا خواهد بود.

‫مصاحبه گر − عدم توانائی اردوغان برای شرکت در انتخابات را رو سیاهی برای دموکراسی ترکیه نامیده اید.

‫لییل − زمانی که این را نوشتم haider در اطریش متهم به نژاد پرستی بود و در اسپانیا باسک را یک گروه تروریستی مینامیدند. اما در مورد

‫اردوغان نه نژاد پرستی و نه تروریسم هست. شعری که باعث به زندان افتادن اردوغان شد را به عبرانی ترجمه کردم. بر روی آن بسیار فکر

‫کردم . این شعر چیزی نبود که شخصی به خاطر آن به زندان بیفتد. دیندارهای ما در اسرائیل چیزهای بسیار وخیم تری به زبان می آورند.

‫و این را میدانم که هیچ دموکراسی با شعر سرنگون نمیشود.

‫مصاحبه گر − در کتاب خود زمانی که در مورد شانس دمو اسلام بحث میکنید سئوالی مطرح میکنید maapah و یا maapeha یعنی تغییر

‫یا انقلاب ؟

‫لییل − برای من این یک تغییر عادی نیست . برای نامگذاری این با نام «انقلاب حزب AK» هنوز زود است.اما این چیزی دور از انقلاب نیست.

‫آن را نیروی بالقوه ای که انقلابی در جهت مثبت است میدانم. این انقلابی است که با دموکراسی می آید