اخیرا گروهی از هموطنان با انتشار بیانیه ای در نت ضمن تشریح ویرانگری های عثمانی و عوامل داخلیش در طول بیش از سه دهه در ایران و ضمن اشاره به وسعت اثر جاسوسان ایشان در ایران که در هر زمینه ای نفوذ نموده و تحت امر افراد عثمانی با ماسک شرکتهای تجاری و بازرگان در کشورمان مشغول تخریب و ترویج فحشا و مواد مخدر و..... بوده اند ذکر شده تشکلهای زیرزمینی در شرایط حاضر راهیست برای نجات میهن از شرعثمانی و اضافه نموده اند تا رهائی وطن از شر عثمانی به شکار ایشان در ایران ادامه خواهند داد

یکی از لقبهای اردوغان است از سوی مردم ترکیه : فاتح خاورمیانه .البته دلیل آوردن این کاریکاتور این بوده که مردم ما بدانند عثمانیها چه فکری میکنند و دنبال چه هستند- . البته در میان خود ترکها بدلیل اهمیتی که ایران برای ایشان داشته ،طبق شهادت کسانی که با ایشان سروکار دارند، اردوغان را ضمنا سلطان ایران میخوانند.
در این کاریکاتور که نوشته "طیب اوستا فاتح خاورمیانه داره میاد" کنایه از ضرباتی است که اخیرا از سوریه دریافت نمود

یکی از راههای شناخت وریشه یابی مسائل ، توجه به روش اعمال شده در محیط مورد سئوال بوده است.آنچه که در سه دهه گذشته بر میهن ما گذشته در یک بررسی همه جانبه نشان دهنده این است که عاملان اصلی تمام تلاش خود را نموده اند تا در پس وقایع بظاهر حتی متناقض با هم پنهان شده و رد گم کنند. اگر به حافظه خود رجوع کنیم خواهیم دید میهن ما در این مدت تقریبا هر روز با انواع خبرسازی ها ،جوسازی ها ،شایعات و... در گیرودار بوده و همین جاست که روشن میشود بانیان اصلی وقایع در ایران قصد پنهان ماندن داشته اند.تنها یک عامل اصلی همیشه بعنوان تخته هدف پابت باقی نگاه داشته شده : روحانیت شیعه.اما حتی با کمترین بهره از سلامت عقلی میتوان دریافت که اگر بانی روحانیتی بوده که خود به لبه پرتگاه اضمحلال رسیده چگونه است که حرکت اصلی بدون وقفه در داخل و خارج ادامه یافته؟ به هزاران دلیل و مدرک روحانیت شیعه بانی آنچه به انقلاب اسلامی معروف شد نبوده .که اگر بود براحتی میتوانست خود را از انظار پنهان کرده عده دیگری را دم تیغ فرستد. اما همواره روحانیت بوده که در هدف حملات قرارگرفته.-حتی راننده تاکسی ها و مسافرکش های مامور پخش شایعات هم اول جمله شان با یک فحش به روحانیت شروع میشود.وقتی به روش اعمال شده در این خصوص توجه کنیم ما را بیاد تانکهائی میندازد که در صحنه نبرد نارنجکهای دودزا به زاویه های مختلف و رنگهای گوناگون به اطراف خود پرتاب میکنند تا بدین وسیله از دید دشمن خود را پنهان نمایند. در جامعه ما نیز همین روش را میبینیم عده ای مرتب اخبار وجوسازی های گاه متناقض با هم میسازند تا افکار عمومی حتی فرصت طرح سوال از خودرا پیدا نکند.طرح این سئوال که سود چه کسانی در ویران نمودن ایران بوده است؟ چه نیروئی در منطقه از نابودی رژیمی که حاکم بلامنازع منطقه بوده سود میبرده؟برای مثال :بالاخره اینطور نبوده که اشخاصی یهودی الاصل یک شبه تصمیم به مسلمان شدن بگیرند ، گروه زیرزمینی راه بیندازندو شروع کنند به ایذا و آزارعده ای به نام بهائی-و بدین وسیله این عده را تبدیل کنند به یکی از مورد توجه ترین گروهها در دنیا-که اگر این عده یهودی الاصل و تازه مسلمان آن آزارها را به اینان نمیکردند شاید کسی ازنام اینها هم خبردار نمیشد.وهیچ اتفاقی نیست که باز هم خودیهودیان بزرگترین حامیان این گروهی شدند که خودشان آزارشان داده اند.(دراینجا هیچ بدنبال یهودستیزی نیستیم و نخواهیم بود که یهودستیزی هم از سوی خود ایشان آغاز شد)
سوال این است : چرا این همه تلاش شده که سودکنندگان از سقوط محمدرضا پهلوی از جلوی دید مخفی بمانند؟ و بعد از سه دهه یکباره با ادعای الوهیت و استیلا بر منطقه ظاهر شوند؟
بنظر میرسد مهمترین ترس طرف مقابل از شناخته شدن خود توسط مردم ایران است .
سوال : چرا ترس از شناخته شدن دارد عامل اصلی مسائل ایران در سی و دو سال گذشته. ؟؟

شاید روزنامه العربیه اولین رسانه ای بود که دربرابر سه روز سکوت حاکی از بیچارگی حکومت ترکیه پس از سقوط جنگنده اش عکس العمل نشان داد. این روزنامه درکاریکاتوری طیب اردوغان را نشان داد که عربده کشی کرده میگوید اگر ثابت شود سوریه جنگنده ما را ساقط کرده دیگر به آن کشور سریال ترکی صادر نمیکنیم.
روزنامه بیرگون در تاریخ 28ژوئن نرجمه مقاله ای از گاردین را چاپ کرد که طی آن گفته شده :
" بحران سوریه بی عقلی و ضعف حکومت ترکیه را اثبات کرد که ادعای ابرقدرتی منطقه را میکرد."
همچنین با اشاره به اهداف و مشکلات داخلی ترکیه گفته :"ترکیه قادر به تحمل یک جنگ بدلیل شرایطی که دارد نیست و احتمالا اسد این را خوب میدانسته."
در ویدئوئی که در این لینک قابل ملاحظه است پروفسور تاریخ شناس ترک اثبات میکند که ترکیه باید دست به توسعه ارضی تحت لوای وحدت میان کشورهای منطقه بزند وگرنه تجزیه خواهد شد.
لازم به یادآوریست که تمام گروههای چپ و راست،مذهبی و غیرمذهبی در ترکیه بر لزوم ضمیمه کردن ایران اتفاق نظر کامل دارند ؛تنها در روش و نقابی که باید برای این کار اعمال شود تفاوت نظروجود دارد. دراین ویدئو نظریه پرداز چپ گراست که ازلزوم ضمیمه کردن ایران سخن میگوید.

در هفته های گذشته روزنامه بوگون-که ازمنابع نزدیک به حزب حاکم ترکیه است- در مطلب مصوری ازقول منایع دولتی این کشورآمارتعداد ترکهای عثمانی راکه درچهل واندی کشورمشغول کارهای مختلف هستند را منتشر نمود .درمیان این کشورها آلمان بیشترین تعداد عثمانیهای شاغل را جا داده -رقمی بالای پانصدهزار نفر-
دراین میان هیچ اثری از آمار مربوط به عثمانیانی که با کمترین مدارج تحصیلی بالاترین درآمدهای ممکن را از دولت دست نشانده شان درایران اخذ میکنند وجود ندارد.
براساس گزارش تمامی روزنامه های ترکیه درهنگام سفر رئیس جمهورشان به ایران ،وی صراحتا گفته بود : پس از آلمان ،ایران دومین کشوری است که ترکهای عثمانی بیشترین درآمد را در دنیا از دولت آنجا میگیرند.-درآرشیو روزنامه های ترکیه موجود است-.
حال باید پرسید تعداد اینها درایران چقدر است؟ درکدام ارگانهای دولتی ،اطلاعاتی،نظامی ،و... کار میکنند؟ پست هرکدام و ماموریت ایشان چیست؟
چرا هردو دولت با تمام وجود تلاش درمخفی نگاه داشتن این حقایق دارند؟
چرا هیچکدام از توافق های رسمی امضا شده بین مقامات دو کشور در ایران نه تنها شفاف نیست بلکه مانند اسرار نظامی حفظ میشود؟
تعداد ودرآمد ترکهای عثمانی در ایران چیست؟ درآمدی که به گفته رئیس جمهور ترکیه پس از درآمد بیش از پانصدوشصت هزارنفری عثمانیها در آلمان ؛بزرگترین درآمد ترکهای شاغل در بیرون ازکشورشان در کل دنیاست؟
اگر تمامی اینها کوچکترین سودی برای ایران داشت و منجر به نابودیش نمیشد آیا اینطور پنهان میشد؟