سیاسی نمودن دین اسلام از سال هفتاد ونه میلادی در ایران پس از سرنگونی رژیم پهلوی که حاکم بی قیدوشرط در منطقه بود و رفاه نسبی قابل توجهی برای اکثرایرانیان آورده بود، نه تنها شروع دوره تازه ای برای تاریخ ایران بلکه شروع حرکتی بود که سالها بعد مشخص شد که هدفش نابودی نظم حاکم بر دنیا و استقرار یک نظام جدید بوده .کسانیکه باشعار اسلام تمامی نظم حاکم بر سیستم ایران را بهم زدند بعدها با عملکردشان اثبات نمودند که از اهداف اولیه ایشان گرفتن نقش رهبری منطقه از ایران و واگذارنمودن آن به ترکیه بوده است.همچنین نابود نمودن سعادت نسبی ایرانی ها و به پائین کشاندن ایشان از هر جهت در تمامی شئون تاجائیکه حسرت احوال فرزندان عثمانی را بخورند.
*
صرف مداخل نمودن دین در سیاست نشاندهنده اهداف متفاوتی است که طراحان اصلی این کار در پی آن بوده اندوما بدلیل اعتقاد به سیاست کاملا جدای از دین نمیتوانیم و نمی بایست بی تفاوت از مظاهر دینی که ج.ا از آنها استفاده نموده بگذریم.اگربخواهیم از حقیقت آنچه بر ایران گذشته اطلاع داشته باشیم بهتراست به شعارهای ایشان ، نسبت مطابقن آن با اسلام و مذهب رسمی ایران، و جهت گیریهای ایشان توجه کامل نمائیم.
یکی از اولین اقدامات ایشان حذف شیروخورشید از پرچم ملی ایران بود که نه تنها نمادی سیاسی نبود بلکه با شمشیر-ذوالفقاری-که در دست شیر بود نشان دهنده شیر همواره غالب خدا یعنی علی بن ابیطالب بوده است.
بجای آن نمادی گذاشته شد که اصرار داشتند که همه بپذیرند که طرحی از کلمه توحید-لااله الا الله- میباشد.
برفرض اینکه چنین هم باشد و این ربطی به نماد سیکها -که عثمانیها خیلی دوستشان دارند-نداشته باشد[این واقعیتی اثبات شده است که دلیل کوتاه نکردن موی سر از سوی سیکها نوعی اعتراض به وجود مسلمانان بوده و ایشان میگویند تا وقتی یک مسلمان زنده باشد ما موهای خودرا کوتاه نخواهیم نمود.] میبایست به پیامهای دیگر موجود در آن توجه نمود.
خداوند در قران کریم در آیات صدوچهل و نه تا صدوپنجاه و یک از سوره نسا میفرمایند:
"بدون تردید آنانکه به الله و رسولان او کفر میورزند قصد دارند بین الله و رسولانش فاصله و دوری ایجاد نمایندو چنین میگویند :ما به برخی ایمان داریم و به بعضی از آن-دین- کفر میورزیم.و قصد دارند راهی بین این دو-راهیکه خدا و رسولانش ارائه داده اند-اتخاذ نمایند.آنان همان کافران حقیقی هستندو ما برای کافران عذاب دردناکی مهیا مینمائیم."
در شرح نزول این آیات هست که برخی از یهود که بدلیل برتری طلبی بر دیگر اقوام نمیخواستند دین اسلام را بپذیرند واما از طرفی بدلائل زیاد حقانیت آن را نیز ثابت شده مییافتند مبادرت به این کار نمودند. گفتند ما الله را قبول داریم اما پیامبری محمد-ص- را نمیپذیریم. ایشان بودند که گفتند ما تنها میگوئیم لااله الاالله ولی نمیگوئیم محمد-ص-رسول الله .از همان روز بود که جدا ذکر نمودن کلمه توحید در چنین موقعیتهائی منع گردید. تا همگان بدانند که چه کسانی هستند که میخواهند با جدا کردن خدا و رسول مکرمش در واقع ریشه دین را بسوزانند.
*
دراینجاست که باید یادآوری نمائیم که پس از سال هفتادو نه میلادی بود که اظهار دشمنی ها نسبت به رسول خدا-ص- در گوشه و کنار دنیا آغاز شد.-وعموما از سوی رسانه های خاص که صاحبانشان ظاهرا یهودی میباشند تقویت شد.تا جائی که میروند تا حتی بردن نام ایشان را هم تقبیح نمایند.
چه زیبا و عمیقند ضرب المثلهای ایرانی که نشان دهنده عمق آگاهی، جهان بینی و عاقبت اندیشی مردم ما بوده اند.
*
برای دستیابی به ریشه های خارجی و شناخت عوامل اصلی آنچه در سال پنجاه و هفت در ایران روی داد ،بهترین راه شناخت اهداف واقعی ،جهت و سمت حرکات ج.ا و تفکر حاکم بر آن سیستم میباشد.آنچه در وهله اول باید بدان دقت نمود اینست که آنچه در ایران رخ داد تنها یک حلقه -وشاید حلقه اصلی- آنچیزیست که از آن به عنوان پروژه خاورمیانه بزرگ یاد شد و بعدها تبدیل به پروژه وسیع شده خاورمیانه وشمال افریقا شد.اگرچه این پروژه با اعلان اولیه آن از سوی حکومت امریکا آغاز گرفت اما بی تردید پس از واقعه تروریستی یازده سپتامبر و دسترسی مقامات امریکائی به واقعیت دست داشتن برخی محافل صهیونیستی در آن ، از سوی امریکا تماما خاتمه پذیرفت.دلیل آن نیز بسیار واضح است؛ یکی از اهداف اصلی این پروژه-در نسخه اصلی- استقرار ثبات و صلح در این منطقه با اجرای سریع طرح صلح بین اعراب و اسرائیل بود.اما پس از آن واقعه تروریستی امریکائیها احتمالا دریافتند که به اندازه کافی به اهداف ضدامریکائی ایشان تا به آن زمان خدمت نموده اند.
*
درتاریخ ششم اسفند سال نود شمسی خبرگزاری مهر به نقل ازمشاور ارشد رهبر روحانی-ولایتی- که ظاهرا دبیرکل مجمع جهانی بیداری اسلامی نیز هم باشد، نوشت :حفظ انقلاب های شمال افریقا مهمتر از پیروزی آنهاست.او که در جمع میهمانان خارجی این مجمع سخن میگفته در ادامه افزوده :"مبارک ،بن علی و قذافی دست نشاندگان کشورهای غربی بوده ،درصدد مقابله با اسلام بودند ولی به ناگاه نهضت بیداری اسلامی از درون مردم کشورهای مصر، تونس و لیبی شکوفا شد."
آنچه که این شخص از آن بعنوان شکوفائی -به ناگاه- نهضت بیداری اسلامی یاد کرده همان است که ترکها نام بهار عربی بدان داده و به انواع مختلف و با زحمت بسیار تلاش کردند که مستقیما نگویند این طرح از آن ما بوده و ما اجرا کننده آن هستیم.-نگاه کنید به آرشیو رسانه های ترک-یادآوری میکنیم که تقریبا در تمامی موارد وزیر خارجه ترکیه از این وقایع در سخنان خود به عنوان انقلابهای اسلامی یاد کرد.
از سئوالهائی که بصورت منطقی پیش میاید یکی این است که هدف این "نهضت بیداری اسلامی"چیست که دبیر کل مجمع به اصطلاح جهانی آن اعتراف میکند که -به ناگاه- شکوفا میشود و اصرار دارد که شنوندگان قبول کنند که این -به ناگاه- شکوفائی ،از میان مردم همان کشورها منشا گرفته.؟
پاسخ این سئوال نیز در لابلای سخنان گهربار عوامل ج.ا روشن میشود. رئیس جمهور یهودی الاصل -که مهلتش به پایان رسید- در مصاحبه ای با یکی از رسانه های ترکیه-که در یوتیوب موجود است- اظهار کرده بود:ما به همراه ترکیه ابرقدرت خواهیم شد.-دراینجا لازم به یادآوریست که همه بررسیها نشان دهنده این واقعیت است که اجرا ونهائی کردن پروژه اسرائیل بزرگ-که بعد خواهیم دید هیچ ربطی به اسلام ندارد- بدون در دست داشتن ذخائر نفت و گاز ایران از سوی ترکیه و اسرائیل ممکن نیست.اگر چه این تنها دلیل نیز نبوده که حضرات را وادار نموده پیش از هر جای دیگر مهره های خود را در ایران برسرکار آورند.وتمامی راهها غیر از ضمیمه شدن به ترکیه=اسرائیل را بر آن ببندند.
در روزهای اخیر برخی مجامع بین المللی اقدام به نشر نتایج این -بهارعربی- پرداختند. بر طبق این آمار از سال دوهزار و یازده میلادی تاژوئن امسال در کشورهای تونس ،مصر، لیبی، سوریه ،یمن و بحرین بیست و هشت هزارو نهصدوهفتاد نفر کشته شده اند.از تعداد زخمی ها آماری منتر نشده.این نتایج روشن از جمله دلائلی بوده که مردم مصر با یک اعتراض عظیم -بیش از ده میلیونی- ارتش آگاه این کشور را ترغیب نمودند تا حکومتی را که اکنون روشن است مستقیما از سوی ترکیه و غیرمستقیم توسط اسرائیل کنترل میشده را به کنار زنند.
دراین میان نباید حرکت مردمی ترکها بر علیه حکومت آن کشور را نیز فراموش نمود ،حرکتی که پایه های حکومت پروژه اسرائیل بزرگ در منطقه را لرزاند .تا جائی که عوامل ایرانی این پروژه نیز به التماس افتادند.درست در روزهائی که نخست وزیرترکیه از مسئولان کشورش درخواست کرد که یکی یکی از مردم خواهش کنند که به اعتراضات خود پایان دهند ،در یک رده بندی مضحک-که نشان دهنده جایگاه عوامل ایرانیِ پروژه اسرائیل بزرگ است- رئیس ستاد مشترک ج.ا ،پس از شهردار استانبول نوبتش رسید که از مردم ترکیه و مصر بخواهد سردمداران خود را تابع باشند.نکته جالب دیگر این است که در لابلای سخنان این حضرات نکات افشا نشده ای از زبان خودشان شنیده میشود. این شخص که سخنانش در روزنامه حریت به تاریخ یک تموز دوهزارو سیزده چاپ شد از رهبران ترکیه و مصر به عنوان رهبران انقلابی یاد کرده و از مردم این کشورها درخواست کرد از آنها حمایت کنند.
به این ترتیب مشاهده میشود که منظور این حضرات از انقلابی بودن چیزی جز خدمت به منافع ضدامریکائی آن دسته از صهیونیستهائی نیست که با هدف نابود کردن امریکا در پی ایجاد اتحاد بظاهر اسلامی بین کشورها ، تشکیل یک بلوک جدید در برابر امریکا و در نهایت نابودی آن بوده اند.
سئوال این است آیا این حضرات چه جایگزینی برای امریکا ،جز خود ،نشان میدهند. اما ایشان که خود را در پشت دهها ماسک پنهان میکنند و پر واضح است در پی ایجاد جنگ میان مسلمانان دنیا و مسیحیان میباشند، چگونه ممکن است قصد مثبتی از این حرکت خویش داشته باشند. حرکتی که در نوشته های بعد خواهیم دید هدف اصلی آن اصل تخریب و ترویج فساد وظلمت در دنیا بوده است.
اینجاست که ضرب المثل ما خود را بخوبی نشان میدهد : سالی که نکوست از بهارش پیداست.
*
بدلائلی که قابل حدس است بلاگ اسکای مدتیست از آپلود عکس در این سایت ممانعت مینماید.برای مشاهده عکس مربوط به این نوشته به آدرس زیر مراجعه فرمائید
http://khabar-tahlil.blogspot.com/2013/07/blog-post_30.html
دنیائی از شور وزندگیست دیدن شادی ایرانیان.سربلندی مجدد وبازگرداندن سعادت به حیات ایرانیان آرزوی تک تک وطن دوستانیست که با تمام وجود نگران و امیدوار به آینده هستند.هموطنانی که تنها با آگاهیشان نسبت به حقایق آنچه در ایران رخ داده است که میتوانند موضع لازم را اتخاذ نمایند.تمامی بررسی ها نشان دهنده این واقعیت تلخ است که اکثر هموطنان از آنچه در وطن ما روی داده آگاهی ندارند و هنوز عده زیادی تصور میکنند آنچه در سال پنجاه و هفت روی داد یک انقلاب بوده و حتی هستند هنوز عده ای که به اسلامی بودن آن نیز اعتقاد دارند.
*
سالها قبل نیزمردم مظلوم و پاک ایران با انتخاب محمد خاتمی به عقلانیت ولزوم تصفیه نمودن ایران از افراد و افکار تروریستی رای دادند.علیرغم تمامی مشکلات بر سر راه ،ایشان نیز تلاش خود را نمود اما پس ازشروع دومین دور ریاست جمهوریش ،وی اصرار داشت که به حق باید قانون مداری بر تمامی ارکان حکومت حاکم گردد.اما انفجار سه گلوله خمپاره هشتاد میلیمتری در یک ظهر تابستانی که به محوطه ریاست جمهوری پرتاب شده بود در واقع عرض اندام نمایندگان ظلمت در ج.ارا به ایشان خاطر نشان ساخت ؛که عملا با این حرکت میگفتند اگر تسلیم ما نشوی در ایران جنگ داخلی راه می اندازیم.پس از آن بود که ایران شاهد آغاز قتلهای زنجیره ای و... در نهایت ظاهر شدن چهره گردانندگان اصلی ج.ا گردید.ایشان که بعدها از سوی رهبر روحانی به عنوان جریان انحرافی خوانده شدند،درواقع زیر چتر تفکر ساتانیستی حجتیه گردآمده و با حمایت مستقیم ترکیه و کنترل غیرمستقیم اسرائیل ،در طول سه دهه تمامی ارکان نظام را در دست گرفته،اولین رهبر روحانی را بدلیل اعتراضاتش و با هدف زهرچشم نشان دادن به بقیه برتخت جراحی به قتل رسانده بودند،بعدها تقریبا تمامی افراد اصلی ج.ا از جمله پسر او را یکی پس از دیگری حذف نمودند.
*
زمانیکه مرحوم منتظری آخرین تلاشش برای کمک به ایران را با بزبان آوردن این جمله نمود قطعا میدانست که جان بر سر بزبان آوردن آن خواهد گذاشت .او اما با شهامت گفت: این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی.
اکثرا تصور میشد که رهبر فعلی روحانی با ایشان مخالف بوده تا زمانیکه ایشان اصطلاح -جریان انحرافی- را بزبان آورد.این اصطلاح در واقع از آن مرحوم منتظری بوده که خطاب به شیطان پرستان حجتیه عنوان نموده بود.
رهبر روحانی فعلی روزی که این اصطلاح را بکاربرد اضافه نمود :تا من زنده هستم اجازه پیروزی به این جریان نخواهم داد.او با استفاده از اصطلاحی که منتظری بکاربرده بود پیامی آشکار داد.
اینک برنده انتخابات ریاست جمهوری تاکید میکند :اگر نبود درایت رهبر روحانی،ایران این روز را نمیتوانست ببیند.
تمامی شواهد نشان دهنده این است که رهبر روحانی پاسخ صریحی به مردم ما داد که با آگاهی و هوش فوق العاده خود از جریان وطنفروش بازی نخورده و بر علیه رهبر روحانی به میدان نیامدند.امید است ایشان و وفاداران ایشان نیز در جهت منافع ایران و ایرانی با تکیه برخالق یکتا ایران را از تروریستها ،افکار تروریستی ودست نشاندگان عثمانی پاک نموده و راه تعالی آن را بگشایند.مردم ما به هیچ روی دشمنی با امریکا و مردم آن نداشته و نخواهند داشت.شعارهای ضدامریکائی وبرخی سیاستهای استراتژیک در ج.ا تنها و تنها در جهت بستن هر راهی جز ضمیمه شدن ایران به ترکیه=اسرائیل بر مردم مظلوم ما بوده است.
*
مردم پاک ما درشرایط فعلی با هوشیاری هر چه بیشتر میبایست از هر حرکتی در جهت تصفیه کامل ایران از تفکر و افراد حجتیه ای وافراد دست نشانده ترکیه و... حمایت نمایند .
درتکرار این واقعیت هیچ نباید تردید کرد که درک وقایع گذشته بر میهن ما از سال 79 میلادی تا کنون بدون درنظرگرفتن اوضاع جهانی و خصوصا بدون در نظر داشتن نیات و اهداف ترکهای عثمانی و تلاشهای مخفیانه وآشکار ایشان برای تحت استیلا درآوردن و یا حداقل نابودکردن ایران بی نتیجه و دورازعقل خواهد بود،چنانچه تمامی تحلیل های ارائه شده که این دو عامل درآن موردنظرقرار نگرفته بی نتیجه ودر حد انشاءنویسی باقی مانده.
*
برای شناخت عامل نخست که اوضاع جهانی باشد میبایست به نحوه و نسبت چیده شدن مهره ها در صحنه سیاست بین الملل در آن روز دقت نموده ونقشی را که رژیم پهلوی درمنطقه داشته بخوبی درک نمود. عامل دوم که متاسفانه مجبوریم مرتبا ازآن یادکنیم ترکهای عثمانی هستند که بعنوان یک مجموعه صاحب مشخصات غیرانسانی وحتی گاه ضدانسانی به هیچ روی نباید فراموش گردند.بررسی دقیق تاریخ ورفتارشناسی ترکها نتایج بسیار تکان دهنده ای به همراه دارد که با ترفندهای گوناگون از چشم خصوصاایرانیان پنهان گردیده است.ترکها بدلائل بسیار روشن ژنتیکی -که به همراه خود برای ایشان ضریب هوشی رقت آوری داشته- تمامی ناکامی های خوددر طول تاریخ پرازخون وغارت خویش را متوجه اقوام متمدنی میدانند که بدون جنگ و خونریزی در تعالی فرهنگ انسانی نقش اساسی داشته اند.دربرخی بیماریهای روحی نیز مشاهده میشود که بیمار برای فرار از قبول عدم توانائیهایش درکسب موفقیتها، همواره دیگران را عامل ناکامیهای خویش جلوه میدهد.این از پرتکرارترین مواردی است که در داخل ترکها میتوان مشاهده نمود.که البته بدلیل یک عنصر دیگر که ایشان در روح و ژنهای خویش ناگزیر از حمل آن بوده اند ، تمایل ایشان به خونریزی خشونت و در یک کلمه نابودی دیگران است.-همان دیگرانی که بدون هیچ زحمت تنها با تکیه بر خصوصیات انسانی و متمدنانه خویش پیشرفت و اعتلا نموده اند.این چیزی بوده که در طول حیات این قوم بزرگترین درد وغصه ایشان را تشکیل میداده.زمانی با توجه به شرایط روز میتوانستند سوار بر مرکبهای خود به راست و چپ خود حمله کرده پس از قتل و غارت به سراغ جاهای دیگر روند اما با گذشت زمان مجبور شده اند ظاهر خودرا تغییر داده و به راههای جدید رجوع کنند تا همان اهداف را پیگیرند. ایران بزرگترین درد ترکها در طول حیات ایشان بوده ،ایرانی که از هر جهت با سرعت حیرت آور بسوی تعالی پیش میرفته اند.
*
شکست مفتضحانه حملات نظامی عثمانی در زمان صفوی که منجر به فروپاشی امپراطوری قتل و غارت ایشان شد آنها را وادار نمود تا با ظاهر دوستی و این باربا هدف اشغال ایران با بدست آوردن حکومت آن به میدان آیند.این روندیست که دیر یا زود میبایست مورد توجه همگان قرار گرفته بررسی گردد که روشهای دستیابی آنها به حکومت ایران با نابود کردن رژیم پهلوی چه بوده است.اینکه امروز درهرفرصتی مسئولان حکومت ترکیه با ریشخند درمیان هموطنانشان میگویند ما دیگر ایران را به ایرانیان بازنخواهیم داد نه تنها نشان دهنده بزرگترین ننگی است که تاریخ ایران بیاد دارد بلکه زنگ هشداری است تا همگان در ایران چشم از شامورتی بازیهای رسانه ها و افراد وابسته به دست نشاندگان و جنگهای زرگری آنها برداشته ،به عقل خود تکیه کرده و با ترمیم همه آنچه باعث تفریق بین ما شده ایران را از بزرگترین ننگ تاریخش نجات دهند.
بدنبال انتقال اسناد وزارت اطلاعات به سفارت ترکیه توسط کامیونها که با آگاهی برخی از وطندوستان نیمه کاره ماند ، اینک براساس گزارشهای موثقی که در نت منتشر گردید ، اشیا با ارزش تاریخی و باستانی بدستور دولت ، پس از جایگزین نمودن تقلبی آنها، به سفارت ترکیه و افراد ایشان تحویل میگردد و با مارک دیپلماتیک در بسته بندی هابه ترکیه منتقل میشود.. لطفا اطلاع رسانی نمائید
امروز-بیستم فوریه -یکی ازروزهای مفرح برای ترکهای عثمانی بوده بدلیل خبری که با سبک خاص خودشان از خوش رقصی سفیر ج.ا در روزهای آخراقامتش در آنکارا برای رییس جمهور و مردم آن کشور انجام داده. صبح امروز رسانه ها از این خوش رقصی سفیرج.ا در سر تیترهای خبری خود یاد کردند .وی در ملاقاتی با رییس جمهور آن کشور با افتخار از خدماتش به ترکیه یادکرده و گفته همانطور که به جناب رییس جمهور قول دادم در طول سفارت من در کشور شما جریان گاز ایران به شما هیچ قطع نشد .
شرافت حوزه ای از فضائلی انسانی را شامل میگردد که وطندوستی در راس آنها ،از مشخصه های آن بوده اند. وقتی رژیمی بدست یک حکومت خارجی انشا گردد یقینا سفرای آن کشور هم نقشی جز خدمت به ارباب نمیتوانند داشته باشند. و زمانیکه ارباب از تبار گرگهای آسیانه میانه و راهزنان باشد و درطول زمان با روشهای مدرن خود را مجهز کرده باشد میداند چگونه سفرا وزرا و رییس جمهور منصوب خود را اداره نماید.
این شخص وقتی که آن دبیر بازنشسته تهرانی توسط سگهای ولگرد آنکارا تکه پاره شده و جانش را از دست داد از سوراخش سر در نیاورده و حتی سوال نکرد چرا اینگونه جنایات تنها بر سر خارجیها و این ایرانی آمده؟این شخص که خود را سفیر میداند حتی یک قدم برای ایرانیها برنداشته.برای مثال سالهاست که مسافران مظلوم ایرانی را اتوبوسها در یکی از محله های بدنام استانبول پیاده و به حال خود رها میکنند هیچ مسلمانی در ماموران بظاهر ایرانی در مراکز دیپلماتیک ما در ترکیه نبوده که بپرسد چرا باید زن و بچه های مظلوم ما که به اشتباه ترکیه را برای سفر انتخاب کرده اند ،باید در محله زنان بدنام روسی و ترک استانبول از اتوبوسها پیاده گردند.
شرافت مقوله ایست که نصیب وطن فروشان نمیگردد
باکمترین دانسته هادرخصوص سیاست بین المللی این آشکار میگردد که ظاهر شدن سرخود هیچ رژیمی در هیچ کجای زمین امکانپذیر نبوده است.آنچه در سال هفتادو نه میلادی در میهن ما رخ داد نیز از این قانون مستثنی نبوده است ،اگرچه یقین داشته باشیم که اکثر نیروهای تشکیل دهنده بدنه ج.ا متشکل از افرادی با حسن نیت و معتقد بوده ،حتی با توجه به تعداد روحانیونی در کادر رهبری که چه در تخت جراحی و چه در انفجارها و ترورها ازمیان رفته اند ،این مشخص است که اکثرایشان هم پس از تشخیص اهداف اصلی نیروهای پشت پرده درج.ا به مخالفت برخاسته و تاوان آن را نیز با حیات خویش پرداخته اند.
*
یکی از نقاطی که میبایست مورد تحقیق واقع گردند کنفرانس گوادالوپ میباشد که تردیدی نیست حکم عزل و ساقط نمودن رژیم شاهنشاهی ایران درآنجا اتخاذ گردید.البته بسیار نکاتی دیگر که میبایست آشکار گردند از جمله اینکه درهمان کنفرانس تصمیم به جایگزین نمودن ترکیه بعنوان قدرتی اقتصادی در منطقه گرفته شده. اما تمام اینها تنها برای آگاهی از شرایطی است که در آن واقعیم ،که تا واقعیات در این مورد روشن نگردد ،هرتلاشی برای تغییر شرایط موفقیت آمیز نخواهد بود.و باید یادآوری نمائیم هیچ حرکت عاقلانه مبتنی بر واقعیات در شرایط جهانی بی نتیجه نبوده و نخواهد بود.پس باید امیدوار بود و تلاش برای کسب وآگاهی و رساندن آن به بقیه هموطنان نمود.
*
دراثنای وقوع حادثه تروریستی یازده سپتامبر یک جمله از سوی برخی خبرگزاریهای غربی مرتبا تکرار میشد ،[دنیا دیگر دنیای سابق نخواهد بود.]-این در رسانه های ترکیه بشدت وبا آب و تاب تکرار میشد-سئوال این است چگونه است که دراثنای وقوع حادثه ای ،برخی خبرگزاریها -که مشخصا صاحبانشان گرایشات صهیونیستی داشته اند- میتوانستند از ماهیت ،اهداف ،هویت عاملان واثرات آن بر آینده دنیا این چنین مطمئن باشند؟ این ممکن نبوده مگر با شناخت قبلی وبا داشتن پاسخ این سئوالات از قبل.البته مدتی نگذشت که روشن شد برخی محافل صهیونیستی در این حادثه نقش اساسی داشته اند.البته تا این حقیقت به اثبات برسد ،عکس العمل احساسی هیئت حاکمه وقت امریکا-که با اخبار وگزارشات کاملا جهت دار کانالیزه شده بود-تصمیم به عکس العمل قاطع گرفت.پس از اثبات عدم صحت آن گزارشات آشکار بود که هیئت حاکمه امریکا مبادرت به دلجوئی از مسلمانان خواهد نمود .دراینجا بود که باز محافل صهیونیستی وارد عمل شده و ترکیه را بعنوان بهترین انتخاب به ایشان معرفی نمودند
*
برای نگاهی کلی تر به تصویر بزرگ ،بهتر است دقت نمائیم به سیاست دراز مدت امریکا در تغییر مرکز ثقل اقتصادی سیاسی دنیا از دو سوی اقیانوس اطلس به دو سوی اقیانوس آرام که از اواسط دهه هفتاد میلادی علنی شد.اینک روشن میگردد که آنچه در ایران ما در سال هفتاد و نه رخ دادبعنوان بخشی از این طرح مورد استفاده قرار گرفته است-اما نه لزوما از سوی امریکا،که خود از بازندگان اصلی آنچه بوده که در ایران رخ داد-
تغییر مرکز ثقل سیاسی اقتصادی دنیا لزوم حرکت اساسی پایگاههای نظامی امریکا را نیز در پی دارد واز همین رو بوده که -متاسفانه پس از سخنان نه چندان عاقلانه محمدرضا پهلوی بر علیه صهیونیستها-بدنبال نیروئی جایگزین و قابل اعتماد در منطقه برای پس ازجابجائی نیروهای امریکا ، نیروهائی که بنظر عمدتا با افکار صهیونیستی می آمده اند تلاش نموده اند تا ترکیه را بعنوان الترناتیو جایگزین رژیم بسیار مستحکم و مقتدر ایران آن زمان بنمایند.
دراینجاست که بررسی وقایع سه دهه اخیر نشان میدهد که متاسفانه امریکائیها از این نیروهای صهیونیستی بازی خورده اند.واقعه تروریستی یازده سپتامبر بیش از هر مرکز دیگری برای وطندوستان امریکائی مشخص نمود که ایشان پس از آن واقعه مجبور گردیده اند که برای دلجوئی از مسلمانان جهان ارتباط خود را با ترکها مستحکمتر نمایند و تن به پروژه تحقق اسرائیل بزرگ در خاورمیانه و شمال افریقا تحت ماسک اتحاد کشورهای اسلامی بدهند.
واقعه وحشیانه کشتار سفیر و چند همکار امریکائی ایشان در لیبی ،باز حرکت دیگری در سال 2012 ،همزمان با سالگرد یازده سپتامبر بود تا بتوانند امریکا را مجبور نمایند که از سیاست خویش مبنی بر دورشدن از ترکیه منصرف گردد.
انتشار فیلم توهین آمیز به پیامبر اسلام در اینترنت توسط یک اسرائیلی الاصل بار دیگر اثبات نمود که بیشترین سودکننده از ایجاد تضاد و درگیری میان مسلمانان و مسیحیان بی تردید صهیونیستها بوده اند.همانانی که در پشت ماسک جدید خود-صهیونیسم مسلمان- حالا در پی طرحهای دراز مدتی هستند که بی تردید در راس اهداف آن نابودی امریکا بوده است
*
سخنی با باقیماندگان معتقدین به معاد در ج.ا
تمامی شواهد و مدارک حکایت از صهیونیستی بودن ریشه حرکتی دارد که در سال هفتادونه از ایران آغاز شد. شعار و حرکتهای ضدامریکائی این حرکت ،پس از بررسی دقیق نشان دهنده صهیونیستی بودن آن میباشد.
برای نجات ایران و آخرت خویش ،تمامی معتقدان به معاد در ج.ا بایست بارها به عواقب آنچه در حال انجامش هستند بیندیشند و بدانند که هنوز فرصت برای اصلاح اشتباهات وجود دارد
این بسیار تاسف آور است که عده ای بتوانند ایران را وسیله ای برای ارتقای قدرت صهیونیزم در منطقه و جهان برعلیه امریکا قرار دهند.وآنان که هنوز نمیدانند که صهیونیزم و امریکا کلماتی مترادف هم نمیباشند ، درخوابی عمیق بسر میبرند.
شاید تنها قوم برروی زمین که ریشه خودرا به یک حیوان وحشی منسوب دانسته وبا آن غرورمیورزند ترکهای عثمانی باشند.ایشان قوم خودرا از نتیجه آمیزش گرگها با انسان دربرهه ای اززمان در جائی درآسیانه میانه دانسته بدان افتخار میکنند.-طبق آماررسمی یکی از مرسومترین اسامی فامیلی در ترکیه گرگ،گرگ زاده ومشتقات آن میباشد-
شایدازهمین روست که رفتارفردی وجمعی ایشان-هرقدرهم به ظاهری آراسته پوشانده شده باشد-اختلاف بسیاری با رفتارهای فردی وجمعی جوامع انسانی داشته است.
*
روزی که خبری را که نقل خواهم نمود از شبکه خبری ان-تی-وی ترکیه مشاهده کردم علیرغم آگاهی عمیق نسبت به فرهنگ آنها باز هم نتوانستم خود را از شوک ناشی از حیرت و اشمئزاز تا چندساعت بعدش درآورم.
تابستان گذشته بود وناآرامی ها درلیبی و عراق شدت داشت .گوینده خبر ضمن پخش تصاویری از درگیریهای داخلی در این دوکشورباشادی زیادی این گونه نتیجه گرفت :اما درکشور ما مردم سخت در حال تفریح هستند و تصاویری ازتفریح عده ای درکنار یک آبشار نشان داد.ازیک طرف صحنه های کشتار و اجساد افراد لیبیائی و عراقی و از طرف دیگر در همان خبر شادی نمودن ....این نه تنها در ظاهر تکان دهنده و مشمئز کننده است بلکه میبایست مورد توجه هرکسی قرار گیرد که کوچکترین اهمیتی برای آینده خاورمیانه و شمال افریقا قائل است.مهمترین دلیل این لزوم احساس نگرانی شناختی است که درمورد این قوم و اهدافش وجود دارد. یکی از مهمترین جملات قصارایشان در مورد دنیا-همان دنیائی که اعتقاددارند ازآنها خواهدشد-این است : "همه ملل دنیا یکدیگر را نابود خواهندکرد ودرآخر دنیا برای ما خواهد ماند."این مطلقا یک پیش گوئی نبوده و بیشتر نقشه راهیست که ایشان دنبال مینموده اند.
اگرشخصی این اعتقادایشان راندانسته و چنان خبری را مشاهده نماید با چندشی که به او از این پستی آن قوم دست داده سعی در فراموش نمودن خواهد کرد اما وقتی بدانید که نقشه راه آنها چیست و چه عشقی به مخفی کاری دارند ،آن موقع است که نگران منطقه و آینده دنیا میتوانید بشوید.
*
طبق گزارش های رسانه های ترکیه محموله ای حاوی سی هزار اسلحه شخصی مخصوص ترور متعلق به ترکیه ،که در کارتن های بیسکوئیت حاسازی شده بوده دراواخر سال میلادی گذشته در راه به یمن کشف و افشا گردیده. این سومین محموله ای بود که درسال 2012 افشا میشد. اولی محموله سلاحهای ترورترکیه در امارات مصادره شد.دومین محموله ،کشتی متعلق به ترکیه حامل سلاح که بسوی افریقا در حرکت بود در جبل الطارق کشف و افشا شد.
*
آنچه بیش از همه میبایست بدان توجه نمائیم این است که اصل هدف ترکیه در توسعه طلبی های ارضیش-که بارها توسط وزیر خارجه یهودی الاصلشان نیز تاکید نموده اند :ادعاهای ارضی ما بر ایران همچنان پابرجاست.-نقشی است که عناصر این کشورازجمله افراد ظاهرا تجار در ایران بازی مینموده اند.-که یقینا بدون یاری وحمایت دست نشاندگان در حکومت حجتیه میسر نمیبوده است.طبق گزارشات رسیده از داخل هیئت حاکمه ترکیه ،مقدار سلاحهای انباشته شده در ایران توسط ایادی این کشور به حدی است که میتوان چندین بار جنگ داخلی در ایران براه انداخت.این سلاحها عموما در انبارهای مخفی متعلق به تجار ترکیه و وابستگان ایرانیشان در دو شهر تهران و تبریز متمرکز بوده است.
همانگونه که روشن است ایشان در سایه تجارت بین دو کشورسلاح در ایران انباشته نموده و در انتظار زمان مناسب میباشند.
دربحبوحه انتخاباتی که مهندس موسوی نیز درآن کاندید شده بود ،خبری در میان غوغا از نظر بسیاری پنهان ماند. نمایندگان یهودی درمجلس شورای اسلامی برای اولین بار درتاریخ سیاسی ایران بیانیه ای در طرفداری یک جناح سیاسی صادر کرده و رئیس جمهور فعلی را که بعدها توسط همکیشانش یهودی بودنش افشا گردید را بعنوان کاندیدای یهودیان ایران معرفی و حمایت خویش را از وی اعلان نمودند.ودر دومین دوره انتخابات رئیس جمهوری این شخص این بار موساد بیانیه رسمی در حمایت از وی صادرنمود که درایران سانسورشد. بعدها روشن شد که بدستور دولت اسرائیل ،خراج سالیانه ای که توسط یهودیان سراسر دنیا به آن کشور ارسال میشود از سوی یهودیان ساکن ایران میتواند و میبایست صرف حمایت از رئیس جمهوریهودی الاصل ایران و طرحهائی که به وی ابلاغ میشود گردد. پاسخ به این سئوال که این طرحها چیست نیاز به نگاهی کلی به منطقه وحتی وقایع بین المللی دارد.پروژه خاورمیانه بزرگ یکی از مواردیست که باید بررسی گردد.تا قبل از واقعه تروریستی یازده سپتامبر ،دولت وقت امریکا این پروژه را دنبال مینمود وقصد اجرای آن راداشت اما باروشن شدن دخالت مستقیم برخی محافل صهیونیستی در واقعه یازده سپتامبر این پروژه از سوی امریکا مسکوت گذاشته شد.اما همزمان این دولت اسرائیل بود که با استفاده از چهره های تازه به میدان آمده صهیونیستهای مسلمان در ترکیه این پروژه را باهدف جدید خود یعنی تحقق اسرائیل بزرگ درخاورمیانه ادامه داد.دراینجا بهتر است به برخی سخنان نخست وزیر ترکیه رجوع شود که صراحتا میگوید نائب رئیس این پروژه بوده است. http://www.youtube.com/watch?v=tG7yZEfauRs
http://www.youtube.com/watch?v=322991zngT0
ازاین دست بسیار مثال وجود دارد. اگر به ارتباطات ماهوی حزب حاکم صهیونیستهای مسلمان در ترکیه با سران اسرائیل-در ورای جنگهای زرگری-بنگریم و به سخنان حکومت داران حجتیه در مورد نزدیکی و حتی یکی بودن حکومت ایران و ترکیه دقت نمائیم چیز زیادی برای توضیح لازم نخواهد بود امانکته مهم فعلا این است که مردم ما مطلع گردند که یهودیان ساکن در ایران علیرغم حسن نیت ما چه اهداف و نیاتی برای ایران درسر میپرورانند.ایرانیان هیچگاه با پیروان هیچ دینی دشمنی نداشته اند اما این حسن نیت گوئی از سوی برخی به مثابه حماقت تقلی شده.بنظر میرسد بزرگوارانه ترین برخوردی که مردم ما با اینان میتوانند داشته باشند اینست که اجازه دهند اینان دیگر در ایران ساکن نباشند و به ارض موعود خود بکوچند وبدانند که ضمیمه سازی ایران و منایع نفت و گازش به اسرائیل زیر ماسک اتحاد اسلامی در منطقه رویائی بیش نیست.
پس از اعتراف برخی مقامات انتظامی که پناهنده شده اند ،روشن شده که حضور مستشاران نظامی و امنیتی اسرائیلی در ایران نه تنها درجهت سرکوب اعتراضات مردم بلکه حفاظت از دستاوردهای حکومت حجتیه در تثبیت مراحل انجام شده برای تحقق گام به گام پروژه اسرائیل بزرگ در بخش ایرانی آن بوده است.ازطرفی از سخنان ایشان آشکارشده که دلیل اینکه در جسد تحویل داده شده برخی از شهدا به خانواده های ایشان ،بعضی از اعضای بدن شهدا قطع شده بوده چیست.طبق این اعترافات ،برخی اعضای بدن شهدا قطع شده و به اسرائیل وترکیه فرستاده میشده تا در پیوند اعضا در آنجا مورد استفاده قرار گیرد. این واقعیتی بوده که ماموران اسرائیلی-حتی آنانکه بدون دعوت رئیس جمهور یهودی الاصل به ایران می آمده اند- از پاسپورتها ی دیپلماتیک بازرگانی و حتی معمولی ترکیه استفاده مینمایند.برای روشنتر شدن این موضوع مراجعه نمائید به مصاحبه پروفسور تاریخ شناس ترک -
http://www.youtube.com/watch?v=_pgb278t5SI
http://www.youtube.com/watch?v=dZU2hCP2_Yw
درکنار این روشن است که درنتیجه تلاشهای شبانه روزی رئیس جمهور یهودی الاصل ،نبض و شاهرگ اقتصاد غیر دولتی ایران نیز بدست وکنترل افراد ترکیه ای واسرائیلی درآمده .-دقت کنید به افزایش قیمت دلار همزمان با ناامیدی حکومت حجتیه از به خیابان کشاندن مردم بر علیه رهبر روحانی
شواهد ونشانه هایی حکایت از نیت ترکیه در ایجاد اغتشاشهای داخلی در میهن ما و تکرار وقایع تونس لیبی مصر وسوریه درایران را دارد.
پس از رسوایی وافتضاح پروژه تحقق اسراییل بزرگ با ماسک امپراطوری عثمانی و بظاهر اسلامی؛ ترکیه در یکی از حساس ترین مراحل اجرای پروژه اسراییل بزرگ در سوریه از سوی امریکا،ناتو و غرب به تنهایی محکوم شد.افزایش فشارهای خارجی وداخلی بر حکومت ترکیه ،که در تشکل وتسلیح گروههای مخالف درسوریه کاملا افشا شده است ،این حکومت را که اساسا با مخفی کاری ها و ترویج فحشا و فساد وناآرامی ها در افریقا وخاورمیانه ماموریتش را به انجام میرساند، ایشان را وادار به نشان دادن جلوه دیگری از مهارتهای راهزنان نمود.
*
آکچا کاله یکی از قصبات مرزی ترکیه است که پس از درگیریها بین ارتش سوریه ومخالفان مسلح تحت حمایت ترکیه در آن حوالی ،درتیر رس گلوله های توپ و خمپاره دوطرف قرارگرفت اما در طول بیست روز از شروع این درگیریها دولت ترکیه تعمدا اقدامی در تخلیه غیرنظامیان این قصبه ننمود تا بقول حزب مخالف این کشور در پارلمان ترکیه ،بهانه ای برای اقدامات بعدی خود بدست آورد.در روز ۳/۱۰/۲۰۱۲ پنج تن از اهالی این قصبه بر اثر اصابت گلوله توپ کشته شدند وگویا این همان چیزی بود که دولت این کشور وبوقهای تبلیغاتی آن به انتظارش بودند.
دولت این کشور به بهانه این اتفاق تذکره ای از مجلس این کشور برای اقدام نظامی به مدت یکسال گرفت امادر متن این تذکره اشاره ای به سوریه نمیشود و تاکید میشود این اجازه برای اعزام ارتش ترکیه واقدام نظامی بر علیه دیگر کشورهاست. دراینجا میبایست یادآوری شود که درطول مشاجرات درطول این تذکره توسعه طلبانه ،سخنان مقامات این کشور بسیار مهم بوده
ایشان بطرز اعجاب آوری دلیل دخالت نظامی درسوریه را وجود یک دیکتاتور درسوریه عنوان کردند ...درهمین نقطه است که با توجه به آن تذکره و شعارهای دست نشاندگان ترکیه در حاکمیت ایران ومخالفان وابسته به رییس جمهور یهودی الاصل درایران ، آشکارمیشود که حکومت اسراییلی ترکیه پس از ناامیدشدن از ایاد جنگ داخلی درایران ،اینک طرح دیگری را پیگیری مینماید
اینجا باید یادآورشویم که در روز ۲۵ بهمن سال ۱۳۸۸ همزمان با ورود رییس جمهوریهودی الاصل ترکیه به ایران، مهندس موسوی وهمسر فرهیخته اش دستگیر شده-به روایتی به شهادت رسانده شدند- وبلافاصله شخصی وابسته به حکومت حجتیه را به نام مشاور ارشد موسوی معرفی نموده و از قول این شخص بود که رسانه های لوس آنجلسی وابسته به رییس جمهور یهودی الاصل ایران اعلان کردند که مشاور ارشد موسوی خواستار سخنرانی رییس جمهور ترکیه در تظاهرات مخالفان ایرانی شده.اگرچه با آگاهی مردم بیدار وپرافتخارما این حرکت درنطفه خفه شد اما همزمان ثابت شد که ترکیه حامی مستقیم رییس جمهور یهودی الاصل منتصب درایران است.
از همانروز تلاشهای این شبکه متمرکز بر حذف رهبر روحانی ج.ا شد و همین به هر صاحب عقلی نشان میدهد که هنوز درحاکمیت ایران عده ای باشرافت وجود دارند که تسلیم ترکیه=اسراییل نشده اند.
برای آنان که هنوز شکی در این مورد دارند سوالی دارم :
اگررهبر روحانی ج.ا یک دیکتاتور است پس چگونه است که هنگام بازگشتش از سفر مشهد به تهران هواپیمایش را دو جنگنده همراهی میکنند؟ دقت کنید رهبر یک کشور در آسمان کشور خودش مجبور به حمایت جنگنده ها میباشد.پس خطری هست.اما این خطر از سوی شعاردهنده ها درخیابانها نیست که غالبا از هیجان به معنی شعارهایی که تکرار میکنند دقت نمیکنند.
اینک در رسانه های وابسته به رییس جمهور یهودی الاصل درداخل و خارج تلاش میشود که خشم مردم مظلوم ما بسوی رهبر روحانی جهت دهی گردد .واو را دیکتاتور خوانده و....
روشن است که اربابان عثمانی=اسراییلی رییس جمهور یهودی الاصل درایران بدنبال بهانه برای دخالت نظامی در ایران هستند.زیرا ازنظر ایشان دیکتاتوری در ایران هست و باید بدعوت مخالفان آن دیکتاتور-که همان دست نشاندگان خودشان در حکومت ایران باشند- باید ایران را از این دیکتاتور نجات داد.و همانگونه که در مصر حکومت دست نشانده واسراییلی اخوان المسلمین را بر سرکار آوردند ،درایران نیز حکومت اسراییلی حجتیه را از شر هر مخالف آسوده نموده و ذخایر نفت و گاز ایران و پس از آن خلیج فارس را تصاحب نموده و اسراییل بزرگ را تحقق بخشند.
بار دیگر هشدار به هموطنان که اجازه ندهند دشمنان ایران از خشم برحق ایشان در جهت ضمیمه نمودن ایران به ترکیه=اسراییل استفاده نمایند.
هموطنان باید بدانند هیچ شخص ترکیه ای بدون وابستگی به دستگاههای امنیتی آن کشور از ترکیه خارج نمیشود .هرترک عثمانی درهر شغل وظاهری که باشد آرزوی تاریخی قومش در نابودی ایران را دنبال میکند .در این تردید نکنید.تحریم افراد عثمانی و کالاها وخدمات ایشان در راس
مهمترین
اموریست که
عزیزان میبایست توجه و اعمال نمایند.

آنچه در عکس دیده میشود مربوط به شرکتی خدماتی نظامی درترکیه است که در صفحه اول روزنامه ملیت درتاریخ ۴/۹/۲۰۱۲ بچاپ رسید واز دفتر رییس این شرکت گرفته شده نقشه ای که بر روی دیواردیده میشود حاوی نکاتیست که باید هموطنان بدان دقت نمانید.دراین نقشه کشورهای ایران عربستان عراق سوریه افغانستان وبخشی از آسیای میانه در حال ضمیمه شده به خاک ترکیه نشان داده میشود.هدف این شرکت که مدعی دادن خدمات نظامی به کشورهای منطقه است با توجه به همان
نقشه درپشت سر رییس آن روشن میشود.اعضای این شرکت را نظامیان ارتش ترکیه و اعضای سرویس مخفی این کشور تشکیل میدهند.دراخبار مربوط به این شرکت اعلا ن شده که دولتهای وابسته به ترکیه -مانند دولت حجتیه- ازخدمات مشاوره و تربیتی این نوع شرکتها در جهت ایجاد ثبات در کشورهایشان استفاده میکنند.درهمینجاست که بیاد گزارشهای مکرر درنت می ا فتیم مبنی برکنترل بخش اطلاعاتی ونظامی دولت حجتیه توسط نیروهای نظام و اطلاعاتی ترکیه وخصوصا
رهبری عملیات سرکوب اعتراضات ایرانیان وهمچنین دستگیریهای گسترده مخالفان و شکنجه واعدام ایشان توسط نقابداران غیرایرانی در سال ۸۸ و بعد آن.
درپی افشاگری ها درمورد نقش سازمانهای اطلاعاتی ترکیه در راه اندازی جنگهای داخلی در لیبی و سوریه از سوی ناظران بین الملی ٔ رهبر حزب مخالف اصلی دولت ترکیه در آن کشورضمن اعتراض به مانعت دولت ترکیه برای بازدید کمپهای پناهندگان سوری توسط نمایندگان مجلس آنکشور طی سخنانی خطاب به دولت ترکیه گفته : شما دراین کمپ ها نیروها را تعلیم میدهید تا مسلمانان را بدست هم نابود کنید.
مردم آگاه ما بهتر است بیدارتر از هر زمان به پس پرده هر حرکت آزادیخواهانه در ایران دقت نمایند زیرا براساس بسیاری مدارک و شواهد اکثر این حرکتها مستقیم و غیر مستقیم وابسته به ترکیه هستند .تا حدی که ایشان با توسل به ابزار مختلف فرزندبزرگ محمدرضا پهلوی را سالها قبل متقاعد به ازدواج با یک عثمانی نموده اند تا این احتمال برای مردم ایران را نیز گرفته باشند.

بدلیل اهمیت موضوع ،مطلب زیر عینا از نوشته یک هموطن نقل میگردد:
اگرچه سعی حاکمیت حجتیه در محدود نمودن فضای خبرگیری و تفریح
ایرانیان هیچ ربطی به احکام دینی نداشته اما دیگر آشکارشده که اصل افراط
و
ممنوعیت ها وسیله ای برای سوق دادن مردم به جهتی بوده که حضرات
مامور بدان بوده اند.
درمورد خبرگیری نگاهی به نتایج ایجاد محدودیتها میتواند نمونه خوبی باشد.
بدلیل فیلتر شدن سایتها در کشور ما کسانی که بدنبال دریافت اخبار و تحلیل
های مبتنی بر واقعیات بوده اند مجبورا به سوی سایتهائی رو می آورند که
شکلی بظاهر مخالف دارند. حال سوال اینست اگر کل روند محدودیت سازی در
خبرگیری به همین دلیل بوده باشد چه؟
یعنی خواننده و کاربر نت بدست خود فیلتر کنندگان بسوئی که ایشان میخواهند
جهت دهی میشوند.
همانطور که پیشتر هم ذکر شده هیچ مدرکی مبنی بر حتی ایرانی بودن سایتهائی
مانند بالاترین و... وجود ندارد.
دراینجا لازم به یادآوریست که بر اساس یک تحقیق ،بیش از ده هزار سایت که
بزبان فارسی نوشته میشوند از سوی تنها یکی از دستگاههای اطلاعاتی یک
کشور همسایه ،سالهاست مشغول تلاش برای تحریف واقعیات تاریخی ما ،
ترویج فساد و.... بوده اند.
یعنی از یکسو داخل کشور محدودیت و ممنوعیت ها اعمال شده و از سوئی
دیگر افرادی دیگر ، در کمین مردم مظلومی نشسته اند که در پی نفسی راحت
میگردند .
*
روند شکل گیری وقایع در منطقه حکایت از موج جدیدی ازتلاش دشمنان ما
برای ایجاد اغتشاش در کشور ما دارد. این حرکات که با ظاهر آزادیخواهی
،انقلاب و... تزئین به ظواهر شده اند با کمی دقت چهره واقعی خود را آشکار
میسازند.
آنچه درعکس دیده میشود سایتی بظاهر ایرانیست که اخیرا درنت نشو نموده. با
ادعای انفلاب ایران ...
اما وقتی دقت میکنید میبینید حضرات چهره واقعی خویش و اهدافشان را
آشکارنموده اند.
در اولین تیتر سایت نوشته شده با سقوط بشار اسد به خیابانها میریزیم. و
پائین
تر یکی از شعارهائی که احتمالا بدست ماموران در خیاباهنا بر دیوار نوشته
خواهد شد
راه تهران از دمشق میگذرد
آیا یک ایرانی میتواند طراح این شعارباشد؟ آیا یک سوری؟
یقینا هیچکدام به دلائل مختلف طراح این شعار نه در تهران است و نه دمشق
،بلکه درشهری از کشوری دیگر نشسته و امید دارد که با تهییج جوانان مغلوب
احساسات ،بتواند رویای نبش قبر آن امپراطوری را که مهمترین عامل
سقوطش ایرانیان بودند را با به هرج و مرج کشیدن ایران ،باردیگر زنده
نماید.
همانطور که استاد جن گیر شخص یهودی الاصل در ویدوئوهای موجودش در
نت تصریح نموده ، امپراطوری عثمانی بدست سرداران امام زمان عثمانی در
منطقه احیا خواهد شد
.همانگونه که ملاحظه میشود رسانه های وابسته داخلی نیز شروع به قهرمان
سازی از شخص یهودی الاصل بعنوان مدعی آزادیخواهی شده اند که در
مجالی دیگر توضیح داده خواهد شد
*
هشدار و هشدار به عزیزان که تحت هیچ شرائطی به ناآرامی های احتمالی در
روزهای آتی نپیوسته و خدمت به دشمنان ایران و شیطان پرستان حجتیه
ننمایند
