دموکراسی پیشرفته .روزنامه aksam تاریخ 18فوریه 2011





همزمان با حمله شبانه روزی دولتمردان و رسانه های ترکیه به انتقاد سفیر امریکا

در آن کشور از فشار روز افزون بر منتقدان و... و همزمان با خودستائی های
شبانه روزی حکومت ترکیه و ادعاهای ابرقدرتی (!) ضمنی و جنجال و شادمانی
شبانه روزی در این باره که با رفتن حکومت مصر ،دیگر ملتهای منطقه انتخابی
جز ما ندارند (حتی برخی ها شروع کرده اند ادعاهی عثمانی در مورد مصر را
دوباره مطرح کردن) و حتی رئیس جمهور آن کشور در ضمن پرواز بسوی
تهران به خبرنگاران مژده داده بود" هر کس سهم خود را از مصر دریافت خواهد کرد"
و در حالی که نخست وزیر آن کشور سخن از وجود "دموکراسی پیشرفته"میراند
(که در زبان ایشان یعنی مدلی از دموکراسی که بالاتر از اروپا و امریکاست)
تعقیب آنچه در داخل ترکیه در جریان است برای صاحبان عقل ارزشمند خواهد بود.
برای ذکر گوشه ای از آن وقایع ترجمه مقاله ای را بخوانیم که در 18 فوریه منتشر شده





ترجمه مقالۀ (دموکراسی پیشرفته) نوشته: سردار اکینان- روزنامه aksam

حمله و اشغال تلویزیون odatv چه چیزی را آشکار کرد؟ در این مملکت از
آزادی نمیتوان سخن گفت. واقعاً خیلی در فشار روحی هستم.این تنها به
دلیل این نیست که soner yalcin (از جمله نویسندگانی که در حمله نیروهای
امنیتی به آن تلویزیون دستگیر شده اند) از دوستان خیلی نزدیکم و از همکاران
مورد علاقه ام بوده ، بلکه از این است که عده ای ،دیگر می توانند حرکتی تا
این حد خلاف حقوق را براحتی بردارند. به عنوان شخصی که روند این موضوع
را تعقیب نموده ،این اشغال ، نه از نظر شکل انجامش و نه از نظر موارد
حقوقی که با اساس گرفتن آنها انجام پذیرفته ، تعجب آور نبود،.. انتظارش
را میکشیدم .چه بپسندید و چه نه ، از نظر من کانال تلویزیونی oda در روند
مساله اَرگَنِکُن (پرونده ای که سالهاست در ترکیه در جریان است و طی آن دهها
تن از نویسندگان نظامیان و... به اتهام قصد براه اندازی کودتادستگیر و زندانی شده اهند)
تبدیل به مرکزی برای اعلان مخالفت مردم با آنچه می گذرد شده بود. حمله
به آنجا مرا متعجب نکرد........در ترکیه نیمی از جمعیت از آنچه میگذرد ناراضی
هستند.در حالی که هیچ جوابی از جانب سیاست حاکم نمییابند.نمی توانند بیابند.
شوخی نیست نسبت این ناراضی ها در حدی است که میتواند در ترکیه به
اقتدار برسد ویا در اقتدار شریک باشد اما در یک حزب واحد نمیتوانندجمع نمی گردند.
chp وmhp نمیتوانند به این حاکمیت پاسخ دهند....
عملیات بر علیه رسانه ها در همینجاست که خود را نشان میدهد ،آنهمه کانال
خبر هست اما خبری نیست .. وقتی به دفتر یک سایت خبری اینترنتی حمله
کرده و نویسندگان آن را به اتهام "اَرگَنِکُن" که دیگر کلاغ ها هم به این ادعا
میخندند ،دستگیر میکنند، دیگر شما خودتان حساب کنید که چه کارها برای
تحت کنترل گرفتن نیروهای مخالف میشود..
 یک طرف حرکتی است که با ادعاهای "دموکراسی پیشرفته" شکم خود را
سیر می کند  وطرف دیگر مانند گوسفند قربانی دراز کشیده و "چه کنیم؟"
"چه کنیم؟" میگوید.
لحظه ای فکر کنید یک اراده (کنایه به حکومت) حساسترین فرماندهان ارتش
را بر اساس دلائلی شائبه دار به زندان میاندازد و نیمی از جمعیت کشور
اعتقاد به غیر حقوقی بودن این کارها دارند....
چهار نفری که در آن سایت خبری کار می کرده اند و دستگیر شده اند چه میکردند؟
آیا بمبها ،سلاحها ، فشنگها را در کتابخانه جاسازی کرده بودند؟
آیا انسانها را کشته و در باغچه خانه شان دفن کرده بودند؟
آیا طراحی برای تغییر سرنوشت کشور نموده بدنبال جانیانی برای اتجام
سوء قصدها بوده اند؟
نخیر
نوشته هائی نوشته بودند
چه نوشته بودند؟
" کسانی در این مملکت کارهای خلاف حقوق انجام میدهند.ظلم میکنند...
با دادن وعدۀ اینکه برایتان دموکراسی پیشرفته خواهیم آورد، جامعه را
به سمت فاشیزم هدایت میکنند." اینها را نوشته بودند.
یعنی فکرشان را بیان نموده بودند... به زندان انداخته شدند...
اسم این "دموکراسی پیشرفته" فلان نیست ... آشکارا فاشیزم است.
وآنکه به آنچه در ترکیه میگذرد "دموکراسی پیشرفته" میگوید خود فاشیست
وخائن به وطن است.

ما اروپای ایران هستیم .روزنامهsabah پانزدهم فوریه










آنچه که دولت  ترکیه در رابطه با تلاش برای ادامه و بسط نفوذ خود در منطقه و ایران با سوء استفاده 

از شرایط جهانی در حال انجام بوده است چیزی جز به مسخره گرفتن و به هیچ انگاشتن تمامی عرف
روابط جهانی نیست. و تعجب نکنید اگر همین رفتار را از عده ای که بر ایران حاکم هستند نیز میبینید
این و بسیاری دلائل دیگر وحدت ماهوی جریانی  را اثبات میکند که در دو کشور حاکم هستند.
چه زیبا و عمیق است ضرب المثل فارسی که میگوید: تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد



ترجمه نوشتۀ ملیحا اکور در روزنامه sabah  تاریخ 15/feb.


ما اروپای ایران هستیم


سرِّ موفقیت از انجام کار مناسب در زمان مناسب میگذرد.
اگر زمان بندی درست باشد ،هر زمان نتیجه خوب خواهد
بود.رئیس جمهور گل با همراه نمودن صد نفر از بازرگانان
حملۀ چهار روزه ای به ایران ترتیب داد.
(مترجم - لازم به توضیح است که یکی از خصوصیات
زبان ترکی در استفاده از واژۀcikarma    است که در اصل
به معنای حملۀ نظامی است. اما ایشان این واژه را در
حرکت دسته جمعی بازرگانان خود به همراه نخست وزیر یا
رئیس جمهورشان بکار میبرند.که خود نیّت ایشان در روابط
تجاری را نیز نشان میدهد.)
این سفر که  (به ادعای نویسنده) از قبل برنامه ریزی شده بود
مصادف با جوشش های شمال افریقا شده و از نظر زمان بندی
صحیح نبود.
آیا آسان است؟
دنیا در حال بحث و بررسی موقع رهبران جغرافیای عرب است.
فشار خون منطقه در حال افزایش است. از نظر اکثر بازرگانان
حاضر در این سفر، زمان بندی این سفر از جهت اقتصادی صحیح
اما از نظر سیاسی بسیار مخاطره آمیز است.زیرا امریکا از نزدیک
در تعقیب است.

روز نهم شوبات روز نجات ایران است(ترکهای عثمانی
چنین مینامندش-مترجم)
مانندهر سال جمهوری اسلامی ایران در آنکارا و استانبول
ضیافتهائی ترتیب داد.طبیعتاً امریکا حضور نداشت اما از
کشورهای اروپائی هم هیچ نماینده ای حضور نداشت.
اروپا خیلی وقت است که سوار قطار امریکا شده .ایران تحت
یک محاصرۀ کامل است.اما اگر به کشورهای نزدیکش نگاه کنید
متوجه میشوید زمان بندی چقدر اهمیت دارد. ستارۀ کشورهای
عرب که بدنبال دموکراسی هستند و ستارۀ برخی از جمهوری های
ترک(نامیست که ترکها به کشورهای آسیای میانه میدهند.)یعنی ترکیه.
در حالی که محاصرۀ ایرانِ منزوی تر شده سخت تر میشود و ادامه
دارد.

امریکا و سازمان ملل ترافیک پول در رابطه با ایران را به سختی
کنترل می کنند.در راس کشورهائی است که به سختی کنترل میشوند.
بیشترین همکاری را دبی با ایران انجام میدهد.چین در پی آن
میآید. پس روشن میشود که تا زمانی که ایران قدمهای لازم برای
اثبات حسن نیت خود در مورد انرژی اتمی را بر نداشته، موقعیت ایجاد شده
تغییر نخواهد کرد. اگر چه مسئولین ایرانی از ذکر این موضوع
چندان خوشحال نمیشوند اما مادۀ پنجاهم از قطعنامه شورای امنیت
در مورد آزادی تجارت با کشورهائی که از تحریم ضرر دیده اند
به اجرا گذاشته نشده است.از این از طریق  بازارهای سنتی ترکیه
و مراکز سنتی مالی  است که معاملات تجاری انجام میشود.
روش تاریخی صادرات با قاطر که هزاران سال انجام میشده
دوباره بشدت افزایش یافته است.سوای مواد شیمیائی که در ساخت
کلاهک های هسته ای بکار میروند ، ابعاد محاصره رفته رفته
وسیع تر میشود.


صادراتمان  به ایران رادر سال 2010 33 % افزودیم.
سه میلیارد دلار صادرات انجام دادیم .از ایران گاز وارد میکنیم.
توافق خرید ده میلیارد دلار گاز با ایشان را داریم.در سال
2009 3.4 میلیارد دلار خرید انجام دادیم.در 2010   5 میلیارد دلار
پرداخت کردیم. مجموع تجارت مان هشت میلیارد دلار.
سه شرکتمان تحت تحریم اقتصادی سازمان ملل قرار گرفته.
اکثر شرکتهایمان تحت تعقیب هستند.تحت این شرایط مجبوریم
مسائل سیاسی را از موضوعات اقتصادی جدا کنیم.کشورهائی
که سالها با ایران جنگیده اند حالا تبدیل به انجام دهندگان بیشترین
مقدار تجارت با ایران شده اند. ما هم در همین شرایط بایدخیلی بیشتر
با حکومت ایران همکاری کنیم.
اروپای ایران شدن اصلاً هم چیز بدی نیست.




گلِ موسی در تهران




یکی از دردهائی بسیار عمیق برای هر کسی که عمق نفرت
ترکهای عثمانی را نسبت به ایران و ایرانی دریافته ، این است
که ببیند هموطنانش متوجه برخی حقایق نیستند .
چه عمیق و کامل گفته کسی که گفت: خطرناکترین دشمن تو
آن است که به شکل دوست به تو نزدیک میشود.
سفر سراسیمۀ رئیس جمهور ترکیه به تهران اگر چه با یک پروژه
ترکی تلاش شد به شکلی ایشان را نامزد قهرمانی برای ایرانیان
نماید اما زود دریافتند که مردم ما آگاهتر از آنند که تصور میکنند.
اصولاً زمان این سفر بخودی خود نشان دهنده عمق نگرانی است
که به ترکها در مورد احتمال از دست دادن کنترل حکومت ایران
دست داده. اگر چه ایشان تلاش شبانه روزی خود را برای تحمیق
مردم ما بکار گرفته اند اما نتیجه ای جز خسران نخواهند یافت.
در این میان لازم به تذکر به تمامی مبارزان است که اگر میخواهید
به نیت واقعی رهبرانتان پی ببرید ببینید ایشان در مورد ترکیه
ونقش آن در ایران چه نظر و پیشنهادی دارند.مردم ما نباید
فراموش کنند که مردم و دولت ترکیه تنها ملت و دولتی بودند که
از شهادت ایرانیان شادی نمودند و رئیس جمهور دست نشاندۀ
خویش در ایران را پس از کشتار سال گذشته مانند قهرمان ملی
بزرگ میدارند. درست همانگونه که صدام پس از حمله به ایران
و هنوز هم یک قهرمان ملی برای ترکهاست.

روزنامه های ترکیه همگی به سفر وی به ایران پرداخته اند
که در راس یک گروه سیصد نفره عنوان بزرگترین دیدار رسمی تاریخ روابط
بین دو کشور را دارد. نگاه به عکسها  بار دیگر برای کسانی
که تحمیق شده و نمیدانند که حتی شکل ظاهری این سفر یعنی
دهن کجی به ملت ایران،مفید خواهد بود.
روزنامه حریت در مطلب خود در این باره از قول رئیس جمهورشان مینویسد :
" رژیم ایران با رژیم ما متفاوت است.حقوق ایران با ما متفاوت
است. طرز لباس پوشیدن زنها و مردهایمان متفاوت است اینها
همه درست اما واقعیت دیگری هست ،برای ترکیه ،بعد از
امریکا مهمترین کشور ایران است."
.... نویسنده ادامه میدهد : زمانی که ایران  (حکومت) را در آغوش
میگیرید باید مواظب بود که قاطری که بارش فنجان است رم نکند.

در اینجا امریکا و اروپا را بدون تعارف به قاطر تشبیه نموده.
برای ملتی که در عرف روزان و بین خودشان حتی سلامی
بدون نفع مالی رد و بدل نمیشود چه شده که ایران این همه
اهمیت می یابد؟ این را آنان که نمدانند بیشتر تعمق کنند


گاردین: ترکیه رفته رفته شبیه مصر میشود.


در میان هیاهوهای مختلف در منطقه ،برخی از مسائل داخل
ترکیه مورد توجه ناظران غربی بوده و خبرنگار معروف
گاردین   robert taitدر گزارشی تحلیلی میگوید ترکیه در مسیری
است که تبدیل به مصری دیگر خواهد شد .در قسمتی از مقاله آمده:
" ترکیه  کشوری که به مصر بعنوان یک مدل و الگو نشان داده میشود ،را
میتوان بعنوان یک کشور با حکومت خودکامه شمرد.... یک الگوی دموکراتیک
یا یک دولت خودکامه؟....صعود آ.ک.پ در ترکیه باعث شد که طبقه متوسط
محافظه کارو مذهبی ساکن مناطق فقیر نشین این کشور را در مقابل افراد
ارتش و دستگاه قضائی قرار داد که مدافعان سیستم لائیک (سکولاریسم
به شیوه ترکها) بوده اند... بر اساس تحلیل Robert tait ، طیب اردوغان
که سابقه ای افراطی داشته ، اگر چه بعداً نظرات ملایمی اخذ نموده ،اما
به شدت از اسرائیل انتقاد میکند ،با حکومت ایران روابط بسیار گرمی
ایجاد میکند.ارتش ترکیه که سالهاست عضو با اهمیتی از ناتو بوده ،
روز به روز ضعیف و مغلوب میشود.ترکیه در حال شبیه مصر شدن است.
Robrt tait نوشته خود را با نقل قولی از Gareth Jenkins که متخصص
روابط بین ارتش و غیرنظامی ها در ترکیه است و در استانبول زندگی
میکند، پایان می دهد : " ارتش ترکیه از نوعی نظام خودکامه به نظامی
غیر ارتشی تبدیل میشود.در سالهای اخیر شاهد ظلم های سیاسی جدّی ،
فشار بر روی رسانه ها و به زندان انداخته شدن انسانها بدون ارائه
هیچ دلیلی هستیم .پلیس به مثابۀ یک سیستم فشار(زورگوئی) داخلی مورد
استفاده قرار میگیرد. ترکیه بیش از آنکه بتواند مدلی برای مصر باشد،
رفته رفته شبیه مصر میشود."


آنها سرنگون شدند، ما الگو شدیم



برای شناختن لایه های پنهان از دیدِ ترکها راههای چندان
ساده ای وجود ندارد زیرا بر اساس خصوصیّات تاریخی شان
بنا شده و پنهان بودن و ماندن را برای ایشان ضروری می ساخته.
یکی از بهترین راهها زندگی در میان ایشان برای بیش از ده سال
است، زیرا ایشان مطلقاً به غیر ترک عثمانی اعتماد نمی کنند و
حداقل پنج سال لازم دارید برای کسب اعتمادشان و از اگر شانس
کافی همراتان شود از آن به بعد میتوانید ببینید و بشنوید چیزهائی
که دیگران متوجه آنها نمیشوند. البته مثل همیشه یکی از کلیدهای
اصلی زبان است.
اگر شما یک خارجی باشید در اولین ماههای یادگیری زبان ترکی
بدون تردید این جمله را از ترکها شنیده اید : زبان ترکی سخت ترین
زبان دنیاست. البته شما هم با توجه به ظاهر این زبان در دل
کمی خواهید خندید زیرا از نظر ظاهر زبان شناسی، ترکی از
ساده ترین زبانهاست. اما پس از پنج سال اول است که خواهید دید
جمله بالا که شنیده اید پر بیراه نبوده. اجازه دهید برای توضیح
بیشتر جمله ای از یک نویسنده و هنرمند ترک را برایتان بازگو کنم
ییلماز اردوغان می گوید : (در زبان ترکی اصل این است که شما
هر آنچه را میبینید عیناً میخوانید ، اما آنچه می خوانید معنائی جدا
از آنچه خوانده اید را میدهد.)
برای توضیح آخر باید اضافه کنم که این زبان مانند هر زبان دیگری
نموداری کامل است برای نشان دادن خصوصیا حقیقی(و نه ظاهری
)کسانی که با آن سخن می گویند و مینویسند. زبان ترکی بر خلاف
ظاهر بسیار ساده اش شامل لایه های مختلف و بعضاً متضاد با
هم است . در اینجاست که پاسخ به سئوال : چرا ؟ اهمیت مییابد.
نیاز ژنتیکی ترکها به مخفی کاری پاسخ صریح به این سئوال
است اگر چه یافتن این پاسخ بیش از یک دهه برای نویسنده این
متن صرف شده است. نیاز به پنهان کاری ،خود حکایت از این
دارد که شخص مرتکب به آن میداند که بدنبال چیزی یا چیز هائی است
که اگر آشکار شود ،چهره واقعیش رو شده و قادر به ادامه نخواهد بود.

عکسی که ملاحظه میشود از مقاله منتشر شده در روزنامه taraf
روز یکشنبه سیزدهم فوریه است با عنوان :
    " آنها سرنگون شدند، ما الگو شدیم."  

که اشاره نویسنده به حکومتهائی است که در منطقه سرنگون شده اند
(از جمله نظام سابق ایران) .
اما نکته قابل تامّل نوع صرف فعل مجهول در این جمله است....
موضوع عشق ترکها به رهبری جهان چیز تازه ای نیست که راه
آنرا از شروع به رهبری نمودن منطقه می دانسته اند و برای
رسیدن به این هدفشان نیز نخست رژیمهای دیگر غیر از ایشان
باید سرنگون می شده اند تا ایشان بتوانند بگویند حالا راهی جز
این انتخاب ندارید که تحت سلطه ما باشید....


رسانه های ترکیه و حمل عکس رهبران ترک بر سر برخی ایرانی ها





در ماههای ماقبل بهمن پنجاه و هفت اگر کسی جلوی ما را می گرفت
و میگفت دوست عزیز تو که مغلوب احساسات شده ای ،آیا هیچ
میدانی که بدست خود دعوتنامه برای پریشانی و.... خودت و میهنت
میفرستی ،احتمالاً او را دیوانه میپنداشتیم. و یا اگر این حرف را میزد
با او چه میکردیم: دوست عزیز سود این هرج و مرج را کسانی
خواهند برد که آن را براه انداخته اند.البته نه انگلیسی ها و نه امریکائیها
بلکه همسایه ای که صد ها سال با جایگزینی مهره های خود در
تمامی سطوح ،(از جمله دربار و...) توانسته یکی از بزرگترین
دشمنان خود یعنی نظام حاکم بر ایران را بزیر کشیده و با جهت دهی
به احساسات مذهبی ایرانیان، ایشان را بر علیه خودشان بشوراند.
اکنون بیش از هر زمانی آشکار است که نیروهائی که اکنون بر
ایران حاکم هستند، نمایندگان همان بانیان (انقلاب) میباشند. و
تنها تفاوتشان این است که نامها و شناسنامه های ایرانی یدک میکشند. اما
وقتی عملکردشان را بررسی کنید میبینید هدفی جز تخریب ایران
و ایرانی به منظور حاکم نمودن اربابانشان بر ایران نداشته اند.

عکس بالا را رسانه های ترکیه با تبختر فراوان منتشر نمودند.و
مغرورانه اظهار داشتند که مردم ایران ،دیگر عکس های رهبران ما
را بر بالای سر خود حمل میکنند. و سر مستی نمودند از بازتاب
این پیروزی.
عکس نخست وزیری که به اعتراف ترکها تمامی شیر آلات محل زندگیش
از طلاست بالای دست ایرانی درمانده ای که برای گرفتن حقوق
سرماهش مجبور به حمل عکس او شده است.نخست وزیر و رئیس جمهوری
که به تاکید خود ترکها یهودی الاصل بوده و بدون حمایت
مستقیم لابی های کلیمی در مجلسین امریکا ممکن نبود بقدرت
برسند. حالا عکس ایشان بر بالای سر کسانی در میهن ما حمل شده
که حتی واقف به ریشه های یهودی حاکمان اصلی ایران نمی باشند.
و حتی احتمال این را هم نمی دهد که در حال اجرای قسمتی از
طرح تحقق -اتحادیه خاورمیانه- است که چیزی جز اسرائیل
بزرگ نیست. در ترکیه موضوع روابط ماهوی حزب حاکم با
اسرائیل و... اصلا پوشیده نبوده است از همین رو کسی فریب
تبلیغات و شامورتی بازی های ایشان را نخورده. مساله اینجاست
که آنها میگویند ما به هر وسیله که شده ایران و ایرانی را میبایست
بزیر بکشیم که این حزب حاکم این کار را کرده اند بقیه اش برای
مردم ترکیه فرعیات بی ارزش است.
واقعیت این است که عدم اطلاع مردم ما از عمق کینه ای که
ترکها نسبت به ما داشته اند بسیار دردناک است. مردم ما باید
چشم خود را باز کنند و ببینند که ترکها از زمان استیلای
هخامنشیان بر آن سرزمین بدنبال گرفتن انتقام هر شب را به
صبح رسانده اند.
حال مردم ما باید بیدار شوند و ببینند که رئیس جمهور عثمانی نژاد
منتصب در ایران شب از روز نمی شناسد برای تحقق آرزوی
ترکها و حذف نام ایران از صفحه هستی.
بگذارید که خوش خیالانی که پس از سه دهه هنوز نمیدانند که
برای چه کسانی خدمت کرده اند در خواب و در حصر خانگیشان
بمانند.

مدارک مربوط به هویت سران حزب آ.ک.پ




یکی از تلاشهای عمده کارگزاران عثمانی در نظام حاکم بر ایران
مخفی نگاه داشتن حقایق مربوط به ترکهای عثمانی و تبلیغات
شبانه روزی با استفاده از تمامی امکانات رسانه های داخلی
و رسانه های لوس آنجلسی و... در جهت بزرگنمائی و تبلیغ اربابانشان
(تلاشهای شبانه روزی سربازان گمنام عثمانی در وزارت اطلاعات
را نیز نباید نادیده انگاشت که برای این تبلیغات از شبکه شایعه
پراکنی خود در ایران استفاده می نمایند).
ارتباط ماهوی سران و ارکان حزب حاکم در ترکیه با اسرائیل
و لابی های کلیمی در امریکا حقیقت آشکاری است که از نگاه
بسیاری از هموطنان ما پنهان مانده. نمونه اثبات این ارتباط
مصاحبه با خالق شخصیت سیاسی طیب اردوغان است که در اولین
بخش این سایت منتشر شده است.
از دیگر مدارک موجود کتابهای نویسنده ای به نام ارگون پویراز
می باشد که در آنها به تفصیل از ارتباط ماهوی حزب حاکم بر
ترکیه از جمله رئیس جمهور-که کلیمی الاصل است- نخست
وزیر-که ایشان وهمسرشان نیز- و رئیس مجلس سابق این
کشورو .....
اگر چه نویسنده این کتابها به اتهام تلاش برای کودتا به زندان
انداخته شده اما هیچ کدام از نوشته هایش را کسی نتوانسته
انکار نماید و این کتابها همچنان در ترکیه موجود می باشند.
آنچه که مردم ما میبایست بدان توجه نمایند این است که
سرکوب وحشیانه اعتراضات مردمی در کشور ما بدون
حمایت خارجی و حتی بدون رهبری ترکها در کشتار و
دستگیری مردم ما میسر نبوده است. از این رو نخست
میبایست حامی اصلی نظام ضد الهی حجتیه در ایران را
باید از ایران دفع نمود.





یکی از تلاشهای عمده کارگزاران عثمانی در نظام حاکم بر ایران
مخفی نگاه داشتن حقایق مربوط به ترکهای عثمانی و تبلیغات
شبانه روزی با استفاده از تمامی امکانات رسانه های داخلی
و رسانه های لوس آنجلسی و... در جهت بزگنمائی و تبلیغ اربابانشان
(تلاشهای شبانه روزی سربازان گمنام عثمانی در وزارت اطلاعات
را نیز نباید نادیده انگاشت که برای این تبلیغات از شبکه شایعه
پرکنی خود در ایران استفاده می نمایند).
ارتباط ماهوی سران و ارکان حزب حاکم در ترکیه با اسرائیل
و لابی های کلیمی در امریکا حقیقت آشکاری است که از نگاه
بسیاری از هموطنان ما پنهان مانده. نمونه اثبات این ارتباط
مصاحبه با خالق شخصیت سیاسی طیب اردوغان است که در اولین
بخش این سایت منتشر شده است.
از دیگر مدارک موجود کتابهای نویسندهای به نام ارگون پویراز
می باشد که در آنها به تفصیل از ارتباط ماهوی حزب حاکم بر
ترکیه از جمله رئیس جمهور-که کلیمی الاصل است- نخست
وزیر-که ایشان وهمسرشان نیز- و رئیس مجلس سابق این
کشورو .....
اگر چه نویسنده این کتابها به اتهام تلاش برای کودتا به زندان
انداخته شده اما هیچ کدام از نوشته هایش را کسی نتوانسته
انکار نماید و این کتابها همچنان در ترکیه موجود می باشند.
آنچه که مردم ما میبایست بدان توجه نمایند این است که
سرکوب وحشیانه اعتراضات مردمی در کشور ما بدون
حمایت خارجی و حتی بدون رهبری ترکها در کشتار و
دستگیری مردم ما میسر نبوده است. از این رو نخست
میبایست حامی اصلی نظام ضد الهی حجتیه در ایران را
باید از ایران دفع نمود.


ستایش مغولها . روزنامه ملیت


اگر چه ترکهای عثمانی با پنهان کاری عمیق خود و با استفاده
از شبکۀ جاسوسان خود در ایران که از بالاترین تا پائین ترین
سطوح را در بر میگیرد دهها سال است که وجود ناپاک خود را
به میهن ما تحمیل نموده اند ،اما باید بدانیم که تا شناسائی افراد
و روش های ایشان و حذف آنها انجام نگیرد، ،امیدی به آیندۀ ایران بستن
چیزی جز اجرای یکی از خواسته های آنها نیست.
یکی از اولین حساسیت های این کارگزاران عثمانی، تلاش
برای نا شناخته ماندن خود و کشورشان در ایران بوده است.ناشناخته
ماندن چهره واقعی آنها.
-آیا هیچ می دانستید که ترکها خود را برترین مخلوقات شمرده
و غیر خود را اصولا انسان نمی دانند؟
اعتقاد به این از اولین لحظات زندگیشان با تلقین های مداوم آغاز
شده و تا لب گور ادامه مییابد. (آذری های ما بهتر است بدانند
که ترکهای عثمانی غیر خود را[حتی آذری ها را ترکهای درجه
سوم و چهارمی می دانند که به درد فدا شدن برای عثمانیها میخورند.]

این جمله ای از آنهاست که از اساس اعتقادیشان را تشکیل مید هد:
( ارزش هر ترک معادل ارزش مجموع بقیه افراد در زمین است.)

در پاسخ به سئوال :چرا اینهمه تلاش میکنند این را مخفی کنند؟
 باید گفت پیگیری برای یافتن پاسخ این سئوال است که اصلی ترین
نکات در باره حقیقت ایشان آشکار میسازد.
نکته دیگری که باید توجه داد ریشۀ های تاریخی این قوم است.
به اظهار صریح اکثر تاریخدانان ایشان ریشه در اقوام راهزنی
دارند که قرنها آسیای میانه را به خاک و خون کشیده و درنهایت
محل فعلی را انتخاب نموده اند(که بالقوه بهترین محل برای راهزنی
در هر عصری میباشد.)
در میان آنچه که خودشان عنوان میکنند دو نکته نباید از نگاه
دور شود : اول:  میگویند اولین خاستگاه این قوم -یک گرگ-
بوده در آسیای میانه.... [از همین روست که بر خلاف تمامی
فرهنگهای متمدن، در فرهنگ ایشان گرگ بسیار مثبت و خوب
ارزش گذاری میشود.]


اخیراً -27/01/2011 مطلبی در مورد چنگیز خان مغول(که
برای او در خفا ارزش فراوان قائلند) در روزنامه ملیت
چاپ شد. اساس این خبر بر گزارشی از سوی یک انستیتوی
تحقیقاتی در امریکا بنیاد شده که در آن گزارش به دورانهائی
از تاریخ اشاره شده که زمین تخریب کمتری  دیده -محیط زیست-
و یکی از این دورانها دوره استیلای مغول ها بوده که بدلیل قتل عام های
مغول ها و کاهش جمعیت زمین ، تخریب محیط زیست کاهش
یافته.
حال با توجه به نوع استفاده از این گزارش از سوی ترکها
میتوان کمی بیشتر به کنه افکار و مسیر آمال ایشان دست یافت.


ترجمه متن مطلب روزنامه ملیت در تاریخ27/01/2011

عنوان مطلب : آیا چنگیز خان بزرگترین دوستدار محیط زیست بوده؟

ثابت شد که استیلای چنگیز خان ومغول ها در قرن های سیزدهم
و چهاردهم ، تنها فرهنگی بوده که باعث تغییر اقلیم شده.
بر اساس تحقیق که بخش اقلیم  جهانی انستیتوی کارنگی امریکا
انجام داده .....،استیلای مغول باعث کاهش گرمای زمین وچیزی
حدود هفتصد میلیون تن کربن را از اتمسفر تمیز نموده.
چنین کارنامۀ درخشانی برای چنگیز خان یکی از ظالم ترین
حکمرانان تاریخ بوده، میتواند باعث ناراحتی دوستداران
محیط زیست شود.
بر اساس این گزارش کاهش جمعیت در چچنین مساحت وسیعی
و شخم نزدن زمین های زیر کشت باعث تبدیل بخش بزرگی
از زمین به جنگل شد.به عبارت دیگر استیلای بی امان چنگیز خان
باعث شد جنگل ها در سطح وسیعی گسترش یابند و این
جنگل های تازه هم باعث شد که اتمسفر کربن بیشتری پالایش
کند.........


برخی از برنامه های تلویزیونهای ترکیه در مورد مصر۴/۰۲/۲۰۱۱



دنبال کردن گفته ها ونوشته ها در رسانه های دیداری و نوشتاری ترکیه
در این روزها هر نوع تلاش برای شناساندن ایشان به دنیا را تسهیل
مینماید.
در شرایطی که تقریبا تمامی رسانه ها در دنیا با احتیاط و احتمالات
در مورد آینده نا آرامی ها در مصر سخن میگویند(این نوشته در تاریخ
چهارم فوریه،جمعه شب نوشته میشود) رسانه های ترکیه با صراحت
غریبی از آیندۀ تحولات مصر سخن میگویند و این به رسانه ها محدود
نشده ،وزیر خارجه آن کشور در عصر امروز(4فوریه) صراحتاً اعلان
نموده که آنچه که در مصر میگذرد یک انقلاب اسلامی است.
اگر چه سکوت ترکها در قبال کشتار مردم ایران توسط حکومت دست
نشانده شان در ایران ،خود موضوعی مهم بوده است ، اما مواردی
بسیار مهم دیگر نیز در این روزها از ایشان دیده میشود که بهتر است
مورد توجه ایرانیان و جهانیان قرار گیرد.
در حالی که همه در دنیا با احتیاط و اظهار بی اطلاعی از اخوان المسلمین
ونقش آنها در نا آرامی های مصر سخن میگویند. دو روز پی در پی است
که یکی از رهبران این دسته در تلویزیونهای ترکیه در برنامه های
مختلف شرکت کرده و اظهارات با اهمیتی بر زبان میراند.
در تاریخ سوم فوریه این رهبر اخوان المسلمین به نام-عبدالغفار-
در برنامه tutanak در کانال tvnet  شرکت کرده و به سئوالات
پاسخ میدهد. از نکات جالب این برنامه سخنان مجری برنامه در مورد
اخوان المسلمین است .او با اصرار و هیجان تاکید میکند که بعد از
این نام اخوان المسلمین را در منطقه خیلی بیش از قبل خواهیم شنید.
و باز تاکید میکند : در همه کشورهای منطقه خواهیم شنید.
عبدالغفار در پاسخ به سئوالی در مورد گروهش با تاکید اعلان میکند:
"اخوان المسلمین دولتی است که میتواند مصر را و بقیه کشورهای
منطقه را اداره کند."
در لحظات بعدی مجری برنامه در مورد بقیه کشورهای منطقه
می گوید :" در الجزایر ولیبی بزودی نا آرامی ها شروع خواهد شد."

[براستی نقش ترکیه در وقایع ایران و بقیه کشورهای منطقه چه
بوده است؟ آنچه که مسلم است تنها کشوری که از تغییر رژیم در ایران
منتفع شده و تنها کشوری که از حمله امریکا به عراق منتفع شده و تنها
کشوری که از نا آرامی های منطقه منتفع خواهد شد ترکیه بوده است.
البته ما مثل مخالف نمایان دولتی مستقر در لندن و لس آنجلس و....
این وقایع را حمل بر زرنگی ترکها نمیکنیم . برای بدست آوردن چنین
امکاناتی خیلی بیشتر از نشستن و منتظر ماندن راهزنان قدیمی لازم
است. دیگر شیوه راهزنان معاصر هم پیشرفته شده و شرایط را
خودشان بوجود می آورند. با طراحی سیستماتیک و اجرای مبتنی
بر پنهان کاری عمیق.]

در همان کانال (tvnet) در اخبار ساعت یازده شب سوم فوریه
گوینده خبر با شخصی به نام ساواش گنچ ،رئیس بخش روابط
بین الملل دانشگاه فاتیح مصاحبه تلفنی نموده و با اشاره به اوضاع
مصر پرسید :مبارک تا به حال -پنج شنبه- نرفته بنظر شما چه
خواهد شد؟ مصاحبه شونده با نهایت خشم و با صدای بلند میگفت:
از اینرو که او تا بحال نرفته پس چاره ای نیست جز اینکه او را
کشت یا او را به زور از کشور بیرون کرد.
[لازم به یادآوری است که این گونه سخنان حتی در میان مصری ها
بزبان آورده نشده-تا این ساعت- آنها کناره گیری مبارک را خواستار
شده اند. و این نکته بسیار حائز اهمیت میباشد که رسانه های ترکیه
و مسئولان دولتی این کشور گویا از چیزهائی خبر دارند که حتی
خود مصری ها هنوز از آنها بی اطلاع می باشند.]

همان آقای عبدالغفار از رهبران اخوان المسلمین در برنامه
خبر ساعت شش بعد از ظهر روز جمعه چهارم فوریه در cnnturk
به سئوالات مجری برنامه پاسخ میداد. وی در مورد گروه خود
آن را یک گروه سیاسی-اقتصادی اعلان نمود .
در پاسخ به سئوالی که اینروزها با شعف تمام همه ترکها از آن
سخن میرانند و آن اینکه آیا مدل دیگری جز ترکیه برای آینده مصر
میدانید، مصاحبه شونده ضمن تمجید ترکها از مدل ترکیه سخن راند.
مجری : " آیا  برای مصر بعد از مبارک  مدل ترکیه بهترین خواهد
بود؟
-پاسخ : بله حتماً.....
ودر ادامه مدیحه سرائی برای ترکیه جمله ای از زبانش خارج شد
که گوینده خبر را به واکنش فوری و قطع مصاحبه مجبور نمود.
آقای عبدالغفار به صراحت اعلان نمود : " بخشی از انقلاب
مصر ، ترکیه و نقش آن است."

[در میان عکسهای نمایش داده شده در همین کانال ،تاکید ترکها
بر پرچم بدون عقاب مصر است که گویا برای این عقاب همان
خواب را دیده اند که برای شیر وخورشید پرچم ما اجرا کردند.
در میان دیگر عکسها میبینیم مردمی را که نه تنها در کشتار
ایرانیان توسط رژیم دست نشانده اعترضی نکردند بلکه از
پس از آن کشتارها ،رئیس جمهور منتصبشان در ایران را قهرمان ملی
اعلان نمودند.]

آگاهی مردم ما در مورد ریشه های اصلی سی و یک سال پریشانی
ایران و ایرانی باعث خواهد شد که شعبدۀ خیابانی عده ای راهزن
برملا شده و مردم ما بجای اینکه فریب مخالف نمایان لندنی و
لس آنجلسی را خورده و بجان همدیگر بیفتند ، مسببین اصلی را
دیده و دست در دست هم چاره اندیشی کنند.


ترجمه مقاله -وزش بادهای نئو عثمانی از روزنامه sabah اول فوریه






توجه به رفتار و واکنش هایی که از سوی ترکیه در قبال نا آرامی های منطقه
بروز میکند ، یکی از راههاییست که بوسیله آن میتوان به مکنونات باطنی ایشان
(که در اکثر موارد متفاوت از گفتارهایشان است )پی برد.
این طبیعی است که در همه جای دنیا در این روزها صحبت از نا آرامی های
این منطقه در جریان است .در ترکیه طبق معمول بحثی که در جریان است
در مورد منافعیست که ترکیه از این نا آرامیها بدست خواهد آورد یا میتواند بدست بیاورد.
در یکی از برنامه های تلویزیونی در کانال 24 آن کشور در شب سوم فوریه آشکارا
از سوی یکی از شرکت کنندگان در بحث اعلان میشد که با آنچه در مصر اتفاق افتاد
دیگر هیچ مدلی جز ترکیه برای مردم منطقه باقی نمی ماند. شرکت کننده دیگر که
از مدیران یک شرکت آمارگیری بود با شادی فراوان از نتایج درخشان آمارگیریهایشان
در ایران و هشت کشور دیگر در خاورمیانه سخن میگفت که همه اشاره به برتری ترکیه
مینموده. ... آیا مردم منطقه که گویا مدل ترکیه را پسندیده اند متوجه هستند؟
-از طرفی هر روز نشانه های بیشتری از تغییر ماسک ترکها در قبال رییس جمهور منتصبشان
در ایران نیز دیده میشود.(آیا کم گوئی آن بلبل عثمانی در این روزها نشانه ایست از اینکه
دریافته اربابان دیگر ادامه حیات او را به نفع خود نمیدانند؟) اگر چه کاملاً آشکار است
که اربابان ایشان جایگزین های مختلف از جناحهای متفاوت برای ایشان در نظر داشته اند
تا مبادا سر نخ امور در ایران از دستشان در رود.
- از مواردی که با اطلاع رسانی همگانی ، میبایست مردم ما از آن مطلع گردند اینست که
آنچه که تلاش میشده بعنوان مدل ترکیه به مردم منطقه قالب شود چیزی جز احیای ارواح امپراطوری
عثمانی نیست. تمامی شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که آنچه به نام سکولاریسم در ترکیه
زاده شد ،برای بدست آوردن زمان بوده تا دوباره و با شکلی دیگر  رویای حاکمیت بر دنیای
خود را دنبال کنند. و سر آغاز حاکمیت بر دنیا برای ایشان ؛ایجاد حاکمیت بر این منطقه است.
زمانی که مردم منطقه الگوی ترکها را انتخاب نمایند در واقع خود به خود تحت انقیاد ایشان در
خواهند آمد.
- دیگر آشکارا از (نئو عثمانی) صحبت میکنند یعنی احیای آرزوهای دیرین و اینبار با اضافه
کردن ایران به نقشه جغرافیائی خود. که قبلا با حملات مستقیم نظامی نتوانسته بودند فتحش کنند.




متن ترجمه مقاله -وزش باد عثمانی- از محموت اوور از روزنامۀ sabah تاریخ  سه شنبه اول فوریه 2011


وزش باد نئو عثمانی؟

دنیا با علاقه قیام های تونس و بعد از آن مصر را دنبال میکند. و در
فکر همه یک سئوال هست ،در جغرافیای عرب چه چیزی در حال وقوع
است. این سئوال را دیروز از جامعه شناس -مفیت یوکسل- که از مصر
برگشته بود ،پرسیدم. یوکسل با صدای بلند می گفت :
" این پیروزی facebook و twitter است... هیچ کدام از گروهها نمی توانند
ادعا کنند که بانی این حرکت هستند.این عصیان مردم فقیر وجوانهائی است
که بدنبال یکی شدن با دنیا هستند که در برابر دیکتاتورها می ایستند."
دکتر محمت چاکماک نماینده مجلس و عضو حزب ج.ح.پ که در همانجا
بود نیز همان نظرات را داشت :" این حسرت دموکراسی مردمی است که در جغرافیای
کشورهای اسلامی زندگی میکنند."
اینها از نگاه ترکیه دیده میشود اما این سئوال نیز پرسیده می شود.آیا این
عصیان ها میتواند منجر به یک "اقتدار اسلامی" شود؟
یوکسل وضعیت مصر را اینطور خلاصه می کند :
" انسانِ توی کوچه دموکراسی می خواهد. ضمناً حرکت اخوان المسلمین
بدلیل ثروتمند شدنشان داخل این حرکت نیست اما این واقعیت نیز کاملاً
آشکار است که افراد توی کوچه اکثریت مسلمان و خیلی فقیر هستند."
عثمان اتالای عضو هیئت مدیره ihh(که بعد از واقعه کشتی ترک در غزه از سوی
برخی کشورها در لیست گروههای تروریستی قرار داده شد) کسی که
کشورهای اسلامی را از نزدیک تعقیب می کند نیز به همان نکته جلب
توجه می کند :
"بیست و پنج ، سی سال است که در کشورهائی که با دیکتاتوری اداره
می شوند ، فقر وبیکاری بیداد میکند. این کشورها را شرکتهای فامیلی
و یا از سوی اقلیت های مذهبی اداره میشوند. زیر پا گذاشتن حقوق ،
فشارها ،جان انسانها را به لبشان آورده. این عصیان نسل جوان عرب است.
با دنیا میخواهد آشنا شود."
اتالای قیامها را از نظر سیاسی این چنین تحلیل میکند :
" تشکلات دراز مدت سیاسی به تاریخ پیوسته است .در کشورهائی که دیکتاتورها
حکومت میکنند ،دنیای خشم پست مدرن بوجود آمده از دنیای کامپیوتر،
در حال نشان دادن انفجار است."
بدون شک روشن است که این انفجارهای خشم ریسک ایجاد هرج ومرج را نیز بهمراه
دارد اما از آنجا که تیر از کمان رها شده دیگر ایستادن هم ندارد.حتی
پیش بینی میشود این انقلاب اینترنت به شکل موج در منطقه پراکنده شود.
پراکنده شدن این موج در الجزایر ،یمن،اردن،سوریه، وعربستان احتمال بعیدی
نیست. در این نقطه میبایست وقایع رخ داده در انتخابات ایران را خاطرنشان کرد.
اولین سیگنالهای عصیان در عصر جهانشمولی با facebook وtwitter از
آنجا ارسال شده بود.
در اصل در دنیای عرب وحتی در کشورهای نزدیک جغرافیای ما که تحت
حکومت های قلدر اداره میشوند ،ارتباطی بین وقایع آنجا و تلاش ما برای
غیر نظامی شدن وجود دارد.این ارتباط را مسلمانانی بوجود می آورندکه
ترکیه را مانند مدلی می نگرند.!!
دکتر چاکماک براهمیت این مدل چنین تاکید میکند :
"طلب آن منطقه مبنی بر تغییر ودموکراسی از نزدیک در ارتباط است با
مدرن و اروپائی بودن ترکیه.  ترکیه همیشه تعقیب شده و حالا با علاقه
بیشتری دنبال خواهد شد ."
مدیر ihh اتالای نیز تاکید میکند که ترکیه یک فرصت تاریخی را تحصیل نموده
است.:
" در آغاز یک دورۀ جدید هستیم.مدلی که برای عربها با امید و علاقه دنبال شده
مدل ترکیه بوده است.وزش باد نئو عثمانی تمامی عربها را در بر خواهد گرفت.
امریکا و انگلیس دیگر توان حمل این رژیمهای خودکامه را بر دوش خود از دست
داده اند.در اینجاست که ترکیه میبایست از وزش باد نئو عثمانی به بهترین
شکل استفاده نماید."


چهره های واقعی- روزنامه رادیکال ترکیه 1/2/2011


نخست وزیرترکیه پس از گذشت شش روز از ناآرامی های مصر و
پس از اینکه دیروز از سوی چند روزنامه نویس در روزنامه های
آن کشور مورد انتقاد قرار گرفت،برای اولین بار امروز در این مورد
سخن گفت.البته پیداست که متن سخنانش حاوی نصیحت به رئیس جمهور
مصر بود. اما نکاتی باریک در این سخنان هست که باید بدان توجه
شود.اول اینکه ایشان در انتخاب اسلوب خطاب خود نشان می دهد
که در واقع بدنبال کسب مقام "سلطان خاورمیانه وشمال افریقاست".
(زیردستان ایشان در دولت و حزب حاکم ایشان را "پادشاه خاورمیانه"
"سلطان منطقه" و... می نامند.)
شاید هم این القاب را جدی تلقی نموده اند که در سخنان روز اول
فوریه در جمع حزب حاکم اآن کشور با خطاب قرار دادن مردم منطقه
گفته : مردم منطقه باید رفتاری متناسب بافرهنگ منطقه داشته باشند.
البته تردیدی نیست که مهمترین دلیل تامّل مقامات ترک در این مورد
مقایسه غیر قابل اجتناب برخورد ایشان با کشتار حکومت دست نشانده
خود در ایران با سخنان جدیدشان است.
واقعیت این است که مردم ما باید بخاطر داشته باشند که در طول
اعتراضات مسالمت آمیز ایرانیان در سال 88 ،تنها دولت و ملتی
در جهان که اظهار همدردی با مردم ما نکردند ،دولت و مردم ترکیه
بوده اند. بگذریم از همدردی، اخبار مربوط به اعدام ها در ایران
با هیجان و لذت سادیستیک غیر قابل وصفی در رسانه های آن
کشور دنبال می شده است.البته تردیدی نیست که تمام این کینه
و نفرت عمیق مردم آن کشور نسبت به ایران و ایرانی ریشه در
تاریخ و خاستگاه آن مردم داشته است.(واقعیتی که مردم ما میبایست
به آن واقف گردند.)
اکنون که طرحهای ضمیمه کردن ایران توسط این کشور هر روز
در دنیا آشکارتر میشود و چهره واقعیشان آشکار،چاره ای جز تغییر ماسک خود ندارند.
در آینده نزدیک اگر شنیدید و دیدید که دولت و مردم ترکیه خود
را پشتیبان حرکت آزادی خواهانه ایرانیان نشان میدهند تعجب
نکنید.این از خصلت های تاریخی ایشان است.


از میان روزنامه ها-ترکیه-24/01/2011



از حدود سه سال پیش بود که ترکهای عثمانی جلوه یکی از آرزوهای
دیرین خود مبنی بر حاکمیت بر کل دنیا را با زمزمه [ابرقدرت شدن]
آغاز نمودند.البته بدلیل ساختار جامعه شناختی منحصر به خودشان،
این موضوع با پچ پچ های در گوشی آغاز شد ،در ستونهای حاشیه
روزنامه ها بسط یافت و در نهایت تبدیل به یک هدف آشکار درآمد .
مدتها روزنامه ها در ستونهای کناری خود از اینکه ما دیگر برای
ابرقدرت شدنمان مانعی باقی نمانده مدیحه سرائی و خودستائی نمودند.
[اگر اکنون کاربرد کلمه ابرقدرت شدن را از سوی رئیس جمهور
منتخب ایشان در ایران می بینید ،تعجب نکنید ،ایشان از ترکیۀ خیالی
خود و اربابانش صحبت می کننذ .ترکیه ای که ایران را ضمیمه نموده
و پس از پرداخت حدود {هشتصد میلیارد دلار بدهی داخلی و خارجیش از
فروش نفت و گاز ایران، }شروع به رجز خوانیهای آشکارتر برای
باقی دنیا،خصوصاً امریکا خواهد نمود.
اما باید گفت چه اسف بار است وضع ایشان و دست نشاندگانشان در
حکومت  ایران ، که رویاهایشان یکی پس از دیگری محو میشود.
آنچه از نظرتان گذشت (عکس)مقاله ایست که آشکارا در آن به طرح
ترکهای عثمانی برای بلعیدن کل کشورهای خاورمیانه اشاره شده
[آنجا که از اتحادیه خاورمیانه سخن می گوید منظورش طرح حزب
حاکم در ترکیه است برای پرده پوشی کردن پروژه ضمیمه کردن ایران
با همکاری افراد دست نشانده شان در حکومت و نیروهای مسلح ایران]
ناگفته روشن است که نمایشنامه -غزه- و آن کشتی ترک ...و
عکس العمل حاکمان در ایران هماهنگ با ترکها ،یک مانور برای
شروع پروژه ضمیمه کردن ایران توسط ترکها بود که با بیداری

دلاوران ایرانی و عکس العمل جهانی در نطفه خفه شد.






ترجمه مقاله -سمیح ایدیز-  روزنامه ملیت 23/01/2011



حزب حاکم آ.ک.پ با بحساب نیاوردن زمین لغزان خاورمیانه در
محاسبات خود، زمانی که وارد موضوع ایجاد آشتی بین اسرائیل
وسوریه شد، نتایج را آنچنان که انتظارش را داشت نیافت.در این
چهارچوب ، بگذرید از "میانجیگری" ،حتی روابط ترکیه با یکی
از طرفین این موضوع به حدّ بریده شدن رسید.
این نتیجه روابط ترکیه با "متفق استراتژیک" یعنی امریکا را هم
به لرزه در آورد. حزب حاکم آ.ک.پ به همان شکل وقتی نتوانست
اصل سیاست غرب در برابر ایران را محاسبه نماید، حتی بلکه
با اغراق در نقش محتملی که میتوانست بازی کند،با یک حرکت
بدل امریکا به گوشه تشک رانده شد.
اما اگر نگاهی به طرف ترک بیندازیم ،امریکا ست که پس از "بیانیه
تهران" در ماه می گذشته ترکیه را در نیمه راه رها کرد.
به این ترتیب بیش از آنکه به گوشه ای رها شده باشد،برای آنکار
در آینده قابل پیش بینی ،نقشی برای ایفا کردن باقی نماند.برای ترکیه
صاحب خانگی مذاکرات استانبول و در حد قابل ملاحظه ای نقش
تماشاچی و نگاه کردن از تریبون باقی ماند.
حزب حاکم آ.ک.پ اینبار تلاش نمود نفوذ افزایش یافته خود بر لبنان
را بکار گرفته، و اگر چه خود پیشنهادی ارائه نداد ، تنها نقش حمایت
کننده تلاشهای عربستان سعودی و سوریه را بازی نموده وسعی کرد
نقش کاتالیزور در بحران سیاسی آن کشور را بعهده گیرد.ام در نهایت
با ایراد این جمله که" ما آنچه از دستمان بر می آمد را انجام دادیم
باقی به خودتان مربوط است" خود را از این مسیر کنار کشید.
البته از نظر خودش ،ترکیه لبنان را ترک نکرده،اگر لازم باشد دوباره
بازخواهدگشت.اما وقایع در لبنان از این جهت امیدوار کننده بنظر
نمی رسند. از همین روست که پیش بینی می کنیم در چنین مواردی
آنکارا بعد از این و پیش از انجام هر کاری نه تنها دو بار بلکه
سه بار خواهد اندیشید.
ترکیه علیرغم این زمین لغزان در منطقه ، بدنبال ارتقاء وجهه خود
در خاورمیانه می باشد.و این کار را با انجام جلسات مشترک
کابینه ها با دولتهادر منطقه انجام می دهد که خود اشاره ایست به ایجاد
یکپارچگی سیاسی.
از میان این تلاشهای آنکارا اگر ایجاد یک "اتحادیه خاورمیانه" هم
ممکن نباشد ، این تلاشهایش را باید ادامه دهد.زیرا خاورمیانه از
نظر اقتصادی برای ترکیه قابل چشم پوشی کردن نیست.
زمین لغزان خاورمیانه وآنچه ذکر کردیم نشان می دهد که ترکیه
در آتش سوزی های منطقه نه بعنوان "سر آتشبان" بلکه به عنوان
کمک کننده می بایست ظاهر گردد......